fettering

[ایالات متحده]/ˈfɛtərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɛtərɪŋ/

ترجمه

v. عمل محدود کردن یا بستن کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

fettering constraints

محدودیت‌های بازدارنده

fettering influence

تاثیر بازدارنده

fettering laws

قوانین بازدارنده

fettering conditions

شرایط بازدارنده

fettering beliefs

باورهای بازدارنده

fettering expectations

انتظارات بازدارنده

fettering practices

روش‌های بازدارنده

fettering regulations

مقررات بازدارنده

fettering norms

هنجارهای بازدارنده

fettering forces

نیروهای بازدارنده

جملات نمونه

fettering one's creativity can lead to frustration.

محدود کردن خلاقیت می‌تواند منجر به ناامیدی شود.

he felt that the rules were fettering his ability to innovate.

او احساس می‌کرد قوانین توانایی او را برای نوآوری محدود می‌کنند.

fettering the mind with negative thoughts can hinder progress.

محدود کردن ذهن با افکار منفی می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

she was fettering her potential by not taking risks.

او با نادیده گرفتن ریسک‌ها، پتانسیل خود را محدود می‌کرد.

fettering relationships with jealousy can lead to conflict.

محدود کردن روابط با حسادت می‌تواند منجر به درگیری شود.

he realized that fettering his emotions was unhealthy.

او متوجه شد که محدود کردن احساساتش ناسالم است.

fettering one's ambitions can result in missed opportunities.

محدود کردن جاه‌طلبی‌ها می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

she feared that fettering her dreams would lead to regret.

او می‌ترسید که محدود کردن رویاهایش منجر به پشیمانی شود.

fettering oneself with doubt can prevent success.

محدود کردن خود با شک می‌تواند از موفقیت جلوگیری کند.

he found that fettering his ideas stifled collaboration.

او متوجه شد که محدود کردن ایده‌هایش همکاری را خفه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید