mandataries

[ایالات متحده]/ˈmændəˌtɛəri/
[بریتانیا]/ˈmændəˌtɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که برای عمل کردن به نمایندگی از دیگری منصوب شده است

عبارات و ترکیب‌ها

mandatary authority

قدرت تفویضی

mandatary agent

نماینده تفویضی

mandatary relationship

ارتباط تفویضی

mandatary duty

وظیفه تفویضی

mandatary power

قدرت تفویضی

mandatary document

سند تفویضی

mandatary consent

رضایت تفویضی

mandatary obligation

تعهد تفویضی

mandatary representation

نمایندگی تفویضی

mandatary contract

قرارداد تفویضی

جملات نمونه

the mandatary must act in the best interest of the principal.

نماینده باید در بهترین منافع موکل عمل کند.

in legal terms, a mandatary has specific responsibilities.

در اصطلاحات حقوقی، یک نماینده مسئولیت‌های خاصی دارد.

the mandatary is required to keep accurate records.

نماینده موظف است سوابق دقیقی را حفظ کند.

as a mandatary, you must follow the instructions given.

به عنوان نماینده، شما باید دستورالعمل‌های داده شده را دنبال کنید.

the mandatary's authority can be revoked at any time.

اختیارات نماینده می‌توانند در هر زمان لغو شوند.

every mandatary should understand their legal obligations.

هر نماینده باید تعهدات قانونی خود را درک کند.

it is essential for a mandatary to communicate effectively.

ارتباط موثر برای یک نماینده ضروری است.

the mandatary must disclose any conflicts of interest.

نماینده باید هرگونه تضاد منافع را افشا کند.

a mandatary can be held liable for negligence.

یک نماینده می‌تواند در صورت سهل‌انگاری مسئول شناخته شود.

the role of a mandatary is crucial in business transactions.

نقش نماینده در معاملات تجاری بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید