mandolins

[ایالات متحده]/ˌmændəˈlɪnz/
[بریتانیا]/ˌmændəˈlɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ساز زهی مشابه لوت

عبارات و ترکیب‌ها

play mandolins

اجرای ماندولین

tune mandolins

تنظیم ماندولین

strum mandolins

اجرای ماندولین با زخمه زدن

repair mandolins

تعمیر ماندولین

collect mandolins

جمع آوری ماندولین

make mandolins

ساخت ماندولین

buy mandolins

خریدن ماندولین

sell mandolins

فروش ماندولین

learn mandolins

یادگیری ماندولین

admire mandolins

تحسین ماندولین

جملات نمونه

mandolins are often used in bluegrass music.

مندولین‌ها اغلب در موسیقی بلوز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

he plays the mandolins beautifully.

او به زیبایی با مندولین‌ها می‌نوازد.

she bought two vintage mandolins at the auction.

او دو مندولین قدیمی را در حراجی خرید.

mandolins can be challenging to learn.

یادگیری مندولین می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

they formed a band that features mandolins.

آنها گروهی را تشکیل دادند که از مندولین‌ها استفاده می‌کند.

mandolins have a bright, ringing tone.

مندولین‌ها صدایی روشن و زنگ‌مانند دارند.

he specializes in repairing old mandolins.

او در تعمیر مندولین‌های قدیمی تخصص دارد.

many folk songs are played on mandolins.

بسیاری از آهنگ‌های محلی با مندولین نواخته می‌شوند.

mandolins are popular in italian music.

مندولین‌ها در موسیقی ایتالیایی محبوب هستند.

the sound of mandolins filled the air.

صدای مندولین‌ها هوا را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید