play mandolins
اجرای ماندولین
tune mandolins
تنظیم ماندولین
strum mandolins
اجرای ماندولین با زخمه زدن
repair mandolins
تعمیر ماندولین
collect mandolins
جمع آوری ماندولین
make mandolins
ساخت ماندولین
buy mandolins
خریدن ماندولین
sell mandolins
فروش ماندولین
learn mandolins
یادگیری ماندولین
admire mandolins
تحسین ماندولین
mandolins are often used in bluegrass music.
مندولینها اغلب در موسیقی بلوز مورد استفاده قرار میگیرند.
he plays the mandolins beautifully.
او به زیبایی با مندولینها مینوازد.
she bought two vintage mandolins at the auction.
او دو مندولین قدیمی را در حراجی خرید.
mandolins can be challenging to learn.
یادگیری مندولین میتواند چالشبرانگیز باشد.
they formed a band that features mandolins.
آنها گروهی را تشکیل دادند که از مندولینها استفاده میکند.
mandolins have a bright, ringing tone.
مندولینها صدایی روشن و زنگمانند دارند.
he specializes in repairing old mandolins.
او در تعمیر مندولینهای قدیمی تخصص دارد.
many folk songs are played on mandolins.
بسیاری از آهنگهای محلی با مندولین نواخته میشوند.
mandolins are popular in italian music.
مندولینها در موسیقی ایتالیایی محبوب هستند.
the sound of mandolins filled the air.
صدای مندولینها هوا را پر کرد.
play mandolins
اجرای ماندولین
tune mandolins
تنظیم ماندولین
strum mandolins
اجرای ماندولین با زخمه زدن
repair mandolins
تعمیر ماندولین
collect mandolins
جمع آوری ماندولین
make mandolins
ساخت ماندولین
buy mandolins
خریدن ماندولین
sell mandolins
فروش ماندولین
learn mandolins
یادگیری ماندولین
admire mandolins
تحسین ماندولین
mandolins are often used in bluegrass music.
مندولینها اغلب در موسیقی بلوز مورد استفاده قرار میگیرند.
he plays the mandolins beautifully.
او به زیبایی با مندولینها مینوازد.
she bought two vintage mandolins at the auction.
او دو مندولین قدیمی را در حراجی خرید.
mandolins can be challenging to learn.
یادگیری مندولین میتواند چالشبرانگیز باشد.
they formed a band that features mandolins.
آنها گروهی را تشکیل دادند که از مندولینها استفاده میکند.
mandolins have a bright, ringing tone.
مندولینها صدایی روشن و زنگمانند دارند.
he specializes in repairing old mandolins.
او در تعمیر مندولینهای قدیمی تخصص دارد.
many folk songs are played on mandolins.
بسیاری از آهنگهای محلی با مندولین نواخته میشوند.
mandolins are popular in italian music.
مندولینها در موسیقی ایتالیایی محبوب هستند.
the sound of mandolins filled the air.
صدای مندولینها هوا را پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید