manes

[ایالات متحده]/ˈmeɪniːz/
[بریتانیا]/ˈmeɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارواح مردگان در اسطوره‌شناسی روم؛ خدایان دنیای زیرین در دین باستانی روم

عبارات و ترکیب‌ها

long manes

گیسوان‌های بلند

wild manes

گیسوان‌های وحشی

curly manes

گیسوان‌های مجعد

thick manes

گیسوان‌های ضخیم

shiny manes

گیسوان‌های براق

flowing manes

گیسوان‌های روان

beautiful manes

گیسوان‌های زیبا

silky manes

گیسوان‌های ابریشمی

braided manes

گیسوان‌های بافته شده

colorful manes

گیسوان‌های رنگارنگ

جملات نمونه

the horses in the field had long, flowing manes.

اسب‌های داخل مزرعه دارای یال‌های بلند و روان بودند.

she brushed the manes of the horses every morning.

او هر روز صبح یال‌های اسب‌ها را شانه می‌کرد.

the lion's manes were majestic and thick.

یال شیر باشکوه و ضخیم بود.

he admired the beauty of the horses' manes at the show.

او زیبایی یال‌های اسب‌ها را در نمایشگاه تحسین کرد.

the groomer specialized in styling manes for show horses.

آرایشگر در طراحی یال برای اسب‌های نمایشگاهی تخصص داشت.

wild horses often have tangled manes due to their lifestyle.

اسب‌های وحشی اغلب به دلیل سبک زندگی خود دارای یال‌های درهم‌ریخته هستند.

she loved to braid the manes of her ponies.

او عاشق بافتن یال‌های پونی‌هایش بود.

the stallion's manes caught the sunlight beautifully.

یال‌های اسب نر به زیبایی نور خورشید را به خود جذب می‌کردند.

he took great care to keep the manes clean and healthy.

او بسیار مراقب بود تا یال‌ها را تمیز و سالم نگه دارد.

the artist painted a stunning portrait of a horse with flowing manes.

هنرمند یک پرتره خیره‌کننده از اسبی با یال‌های روان کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید