manlier

[ایالات متحده]/[ˈmæn.lɪə]/
[بریتانیا]/[ˈmæn.lɪə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مردانه‌تر؛ با رفتاری که به عنوان ویژگی مردان در نظر گرفته می‌شود؛ داشتن یا نشان دادن ویژگی‌های مردانه.

عبارات و ترکیب‌ها

manlier appearance

ظاهر مردانه‌تر

becoming manlier

در حال مردانه‌تر شدن

seem manlier

مردانه‌تر به نظر برسد

act manlier

مردانه‌تر عمل کند

sound manlier

صدای مردانه‌تری داشته باشد

manlier voice

صدای مردانه‌تر

manlier attitude

نگاه مردانه‌تر

more manlier

بیشتر مردانه

seemed manlier

مردانه‌تر به نظر می‌رسید

being manlier

مردانه‌تر بودن

جملات نمونه

he's trying to act manlier around his girlfriend.

او سعی می‌کند در حضور نامزدش مردانه‌تر رفتار کند.

the new action movie aims for a manlier audience.

فیلم اکشن جدید برای مخاطبان مردانه‌تر طراحی شده است.

my dad always encouraged me to be a manlier person.

بابای من همیشه تشویقم می‌کرد که فرد مردانه‌تری باشم.

he adopted a manlier demeanor to impress the boss.

او برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس، رفتاری مردانه‌تر از خود نشان داد.

the advertisement portrayed a manlier version of the product.

تبلیغ، نسخه‌ی مردانه‌تری از محصول را به تصویر کشید.

he wanted to appear manlier in the group photo.

او می‌خواست در عکس گروهی مردانه‌تر به نظر برسد.

the character's dialogue was rewritten to sound manlier.

دیالوگ شخصیت برای مردانه‌تر شدن بازنویسی شد.

she found his manlier attitude a bit off-putting.

او رفتار مردانه‌اش را کمی آزاردهنده می‌یافت.

he felt pressured to be manlier than his brother.

او احساس می‌کرد که تحت فشار است تا از برادرش مردانه‌تر باشد.

the company sought a manlier image for its brand.

شرکت به دنبال یک تصویر مردانه برای برند خود بود.

he started dressing in a manlier style.

او شروع به پوشیدن لباس به سبک مردانه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید