manslayer

[ایالات متحده]/ˈmænˌsleɪə/
[بریتانیا]/ˈmænˌsleɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که دیگری را می‌کشد؛ فردی که مرتکب قتل غیر عمد می‌شود؛ فردی که به طور ناخواسته دیگری را می‌کشد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

famous manslayer

قاتل مشهور

deadly manslayer

قاتل مرگبار

mysterious manslayer

قاتل مرموز

legendary manslayer

قاتل افسانه‌ای

notorious manslayer

قاتل بدنام

skilled manslayer

قاتل ماهر

ruthless manslayer

قاتل بی‌رحم

vicious manslayer

قاتل خبیث

unforgiving manslayer

قاتل بی‌بخش

fearsome manslayer

قاتل ترسناک

جملات نمونه

the manslayer was finally brought to justice.

قاتل به درستی به سزای اعمالش رسید.

many stories depict the manslayer as a tragic hero.

داستان‌های زیادی قاتل را به عنوان یک قهرمان تراژیک به تصویر می‌کشند.

the villagers lived in fear of the notorious manslayer.

روستاییان از قاتل مشهور در ترس زندگی می‌کردند.

the police launched a manhunt for the escaped manslayer.

پلیس برای دستگیری قاتل فراری یک عملیات جستجوی گسترده را آغاز کرد.

in the novel, the manslayer seeks redemption for his past.

در رمان، قاتل به دنبال بخشش برای گذشته خود است.

the courtroom was packed for the trial of the manslayer.

دادگاه برای محاکمه قاتل مملو از جمعیت بود.

experts analyzed the psychology of the manslayer.

متخصصان روان‌شناسی قاتل را تجزیه و تحلیل کردند.

the manslayer's confession shocked everyone in the room.

اعتراف قاتل همه افراد حاضر در اتاق را شوکه کرد.

the legend of the manslayer has been told for generations.

افسانه قاتل برای نسل‌ها نقل شده است.

he was labeled a manslayer after the tragic incident.

پس از حادثه تلخ، او به عنوان قاتل شناخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید