manus

[ایالات متحده]/'mænəs/
[بریتانیا]/'mænəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دست؛ اندام جلویی؛ اختیار شوهر بر همسر؛ دست (در زمینه پزشکی)
شکل‌های واژه
جمعmanuss

عبارات و ترکیب‌ها

manus script

دست‌نویس

manus document

سند دست‌نویس

manus copy

نسخه دست‌نویس

manus note

یادداشت دست‌نویس

manus page

صفحه دست‌نویس

manus text

متن دست‌نویس

manus edition

نسخه دست‌نویس

manus draft

پیش‌نویس

manus letter

نامه دست‌نویس

manus work

کار دست‌نویس

جملات نمونه

he wrote his name in a neat manus.

او نام خود را با خطی مرتب نوشت.

the manuscript was carefully preserved.

نسخه خطی با دقت حفظ شد.

she has a beautiful manus that complements her art.

او یک خط زیبا دارد که مکمل هنر اوست.

he prefers to write in cursive manus.

او ترجیح می دهد به خط نستعلیق بنویسد.

the scientist submitted his manus for publication.

دانشمند دست نوشته خود را برای انتشار ارسال کرد.

her manus is always filled with creative ideas.

دست نوشته او همیشه پر از ایده های خلاقانه است.

he has a unique manus that is easy to recognize.

او یک خط منحصر به فرد دارد که به راحتی قابل تشخیص است.

she carefully reviewed the manus before printing.

او قبل از چاپ، دست نوشته را با دقت بررسی کرد.

the artist's manus captures the essence of the moment.

دست نوشته هنرمند، جوهر لحظه را به تصویر می کشد.

he typed the manus on his computer.

او دست نوشته را روی کامپیوتر خود تایپ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید