mapmaking

[ایالات متحده]/ˈmæpˌmeɪ.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmæpˌmeɪ.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند یا هنر ایجاد نقشه‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

art of mapmaking

هنر نقشه سازی

mapmaking techniques

تکنیک های نقشه سازی

history of mapmaking

تاریخ نقشه سازی

mapmaking tools

ابزارهای نقشه سازی

mapmaking process

فرآیند نقشه سازی

mapmaking skills

مهارت های نقشه سازی

digital mapmaking

نقشه سازی دیجیتال

mapmaking software

نرم افزار نقشه سازی

mapmaking methods

روش های نقشه سازی

mapmaking practices

روش های عملی نقشه سازی

جملات نمونه

mapmaking is an art that requires precision and creativity.

نقشه‌کشی هنری است که نیاز به دقت و خلاقیت دارد.

he took a course in mapmaking to enhance his skills.

او برای ارتقای مهارت‌های خود در یک دوره نقشه کشی شرکت کرد.

the history of mapmaking dates back thousands of years.

تاریخ نقشه کشی به هزاران سال قبل باز می گردد.

mapmaking involves both science and artistry.

نقشه کشی شامل هم علم و هم هنر است.

technological advancements have revolutionized mapmaking.

پیشرفت‌های فناوری انقلابی در نقشه کشی ایجاد کرده است.

she enjoys the challenges of traditional mapmaking techniques.

او از چالش های تکنیک های سنتی نقشه کشی لذت می برد.

mapmaking can help in understanding geographical features.

نقشه کشی می تواند به درک ویژگی های جغرافیایی کمک کند.

many cultures have their own unique styles of mapmaking.

فرهنگ های زیادی سبک های منحصر به فرد خود را در نقشه کشی دارند.

learning the principles of mapmaking is essential for geographers.

یادگیری اصول نقشه کشی برای جغرافی دانان ضروری است.

mapmaking software has made the process much easier.

نرم افزار نقشه کشی روند را بسیار آسان تر کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید