marchess

[ایالات متحده]/mɑːtʃɪz/
[بریتانیا]/mɑrtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق مرزی (به ویژه بین انگلستان و اسکاتلند یا ولز)
v. به طور پیوسته به سوی یک مکان پیشرفت کردن (فعل سوم شخص مفرد march)؛ پیشرفت کردن؛ اعتراض کردن

عبارات و ترکیب‌ها

peace marches

راهپیمایی‌های صلح

protest marches

راهپیمایی‌های اعتراض

victory marches

راهپیمایی‌های پیروزی

women's marches

راهپیمایی‌های زنان

memorial marches

راهپیمایی‌های یادبود

freedom marches

راهپیمایی‌های آزادی

charity marches

راهپیمایی‌های خیریه

solidarity marches

راهپیمایی‌های همبستگی

marches forward

به جلو پیش می‌رود

marches unite

راهپیمایی‌ها متحد می‌شوند

جملات نمونه

the army marches towards the enemy's territory.

ارتش به سمت قلمرو دشمن پیشروی می‌کند.

she leads the band as it marches in the parade.

او گروه را رهبری می‌کند در حالی که در رژه حرکت می‌کند.

the protest marches for climate change awareness.

تظاهرات برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی انجام می‌شود.

every year, the school marches in the local festival.

هر سال، مدرسه در جشنواره محلی شرکت می‌کند.

the soldiers march in perfect unison.

سربازان با هماهنگی کامل حرکت می‌کنند.

the children march around the playground during recess.

کودکان در زمان استراحت در اطراف زمین بازی حرکت می‌کنند.

she practices her routine as the music marches on.

او روتین خود را تمرین می‌کند در حالی که موسیقی ادامه دارد.

the band marches to the beat of the drum.

گروه با ریتم درام حرکت می‌کند.

they celebrate their victory with a victory march.

آنها پیروزی خود را با یک رژه پیروزی جشن می‌گیرند.

the protesters march for equal rights.

تظاهرکنندگان برای حقوق برابر راهپیمایی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید