maron

[ایالات متحده]/ma.rɔ̃/
[بریتانیا]/ma.rɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کمون در قلمرو مورت-و-موسل در شمال شرق فرانسه.
شکل‌های واژه
جمعmarons

عبارات و ترکیب‌ها

maron glass

شیشه مارون

maron glaze

لایه‌پوش مارون

maron cream

کرم مارون

maron fabric

پارچه مارون

maron dress

پوشاک مارون

maron ceramic

سرامیک مارون

maron tile

کاشی مارون

maron color

رنگ مارون

maron flower

گل مارون

maron bag

کیف مارون

جملات نمونه

the dress comes in a deep maron shade that flatters every skin tone.

این کت در یک رنگ مارون عمیق آماده شده است که برای هر نوع پوست زیباست.

she bought a pair of elegant maron boots to match her winter coat.

او یک جفت کفش مارون زیبایی خرید تا با کت زمستانی خود هماهنگ شود.

the living room walls are painted in a warm maron color that creates a cozy atmosphere.

دیوارهای اتاق نشیمن با یک رنگ مارون گرم رنگ شده اند که یک جو آرام و دوست داشتنی ایجاد می کنند.

a beautiful maron bird with bright feathers landed on the garden fence this morning.

یک پرندۀ زیبای مارون با پر毛ه های روشن امروز صبح روی گیلبرد باغ نشست.

her long maron hair cascaded down her shoulders like silk curtains.

موی بلند مارون او مانند پرده ای از نخ نخی از روی شانه هایش پایین می ریزد.

the vintage suitcase made of maron leather looked very expensive and classy.

چمدن قدیمی از چرم مارون به نظر می رسد که بسیار گران و زیباست.

the family adopted an adorable maron puppy from the animal shelter last week.

خانواده یک سگ نابغه مارون را از مراکز اسکیت حیوانات در هفته گذشته به عنوان خانواده خود پذیرفته است.

she knitted a soft maron sweater for her husband as a christmas gift.

او یک کت مارون نرم را برای شوهرش بافته است به عنوان هدیه عید غدیر.

the chef prepared a delicious maron chocolate cake for the birthday celebration.

شکیف یک کیک شکلاتی مارون لذیذ را برای جشن تولد آماده کرد.

a sleek maron cat sat by the window, watching the birds outside with great interest.

یک گربه مارون لطیف روی پنجره نشست و با علاقه پرندگان خارج از پنجره را نگاه می کرد.

the fashion designer created a stunning maron handbag that became very popular.

طراح مد یک گیتی مارون زیبایی ایجاد کرد که بسیار محبوب شد.

the old park bench had faded maron paint but still looked charming and rustic.

بنک قدیمی پارک دارای رنگ مارون فاسد شده اما هنوز زیبایی و سادگی دارد.

she applies maron eyeshadow every morning to enhance her natural beauty.

او هر صبح رنگ چشم مارون را روی چشمانش می گذارد تا زیبایی طبیعی خود را تقویت کند.

the autumn leaves gradually turned from green to vibrant maron and orange.

برگ های پاییزی به تدریج از سبز به رنگ مارون و نارنجی روشن تغییر می کنند.

he received a formal maron suit as a gift for his graduation ceremony.

او یک پیامبر مارون رسمی به عنوان هدیه برای جلسه فارغ التحصیلی خود دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید