marrieds

[ایالات متحده]/[ˈmæridz]/
[بریتانیا]/[ˈmærɪdz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد متأهل، به ویژه کسانی که از قبل ازدواج کرده و فرزند دارند؛ کسانی که ازدواج کرده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

marrieds only

فقط متاهلین

among marrieds

در میان متاهلین

marrieds' club

باشگاه متاهلین

support marrieds

حمایت از متاهلین

marrieds' rights

حقوق متاهلین

attracting marrieds

جذب متاهلین

survey marrieds

نظرسنجی از متاهلین

marrieds' weekend

آخر هفته متاهلین

targeting marrieds

هدف قرار دادن متاهلین

appealing to marrieds

جلب توجه متاهلین

جملات نمونه

many marrieds enjoy attending weekend workshops to improve their communication skills.

بسیاری از زوج‌های متأهل از شرکت در کارگاه‌های آخر هفته برای بهبود مهارت‌های ارتباطی خود لذت می‌برند.

the event was specifically designed for marrieds seeking relationship advice.

این رویداد به طور خاص برای زوج‌های متأهلی که به دنبال مشاوره در مورد رابطه هستند طراحی شده بود.

we surveyed marrieds about their financial goals and retirement plans.

ما زوج‌های متأهل را در مورد اهداف مالی و برنامه‌های بازنشستگی خود مورد بررسی قرار دادیم.

the support group provided a safe space for marrieds to share their experiences.

گروه پشتیبانی فضایی امن برای زوج‌های متأهلی فراهم کرد تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

marrieds often find it beneficial to attend couples counseling sessions.

زوج‌های متأهل اغلب شرکت در جلسات مشاوره زوجین را مفید می‌دانند.

the study focused on the challenges faced by marrieds with young children.

این مطالعه بر چالش‌هایی که زوج‌های متأهلی با فرزندان کوچک با آن مواجه هستند متمرکز بود.

the travel package was popular among marrieds celebrating their anniversary.

بسته سفر در میان زوج‌های متأهلی که سالگرد عروسی خود را جشن می‌گرفتند محبوب بود.

marrieds shared their tips for maintaining a healthy and happy relationship.

زوج‌های متأهل نکات خود را برای حفظ یک رابطه سالم و شاد به اشتراک گذاشتند.

the survey asked marrieds about their division of household chores.

این نظرسنجی از زوج‌های متأهل در مورد تقسیم وظایف خانه سؤال کرد.

the speaker addressed the concerns of marrieds regarding their children's education.

سخنرانی به نگرانی‌های زوج‌های متأهل در مورد آموزش فرزندانشان پرداخت.

marrieds were invited to participate in the community fundraising event.

زوج‌های متأهل برای شرکت در رویداد جمع‌آوری کمک‌های مالی جامعه دعوت شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید