maserus effect
اثر ماسروس
maserus theory
نظریه ماسروس
maserus model
مدل ماسروس
maserus principle
اصل ماسروس
maserus study
مطالعه ماسروس
maserus concept
مفهوم ماسروس
maserus analysis
تجزیه و تحلیل ماسروس
maserus findings
یافتههای ماسروس
maserus application
کاربرد ماسروس
maserus framework
چارچوب ماسروس
she has a maserus for organizing events.
او یک استعداد برای سازماندهی رویدادها دارد.
his maserus in art made him a great curator.
استعداد او در هنر باعث شد یک ویراستار بزرگ باشد.
they admired her maserus in problem-solving.
آنها به استعداد او در حل مسئله احترام گذاشتند.
the maserus of the chef impressed everyone at the dinner.
استعداد آشپز همه را در شام تحت تاثیر قرار داد.
his maserus for languages helped him travel easily.
استعداد او برای زبان به او کمک کرد تا به راحتی سفر کند.
she showed a maserus for leadership during the project.
او در طول پروژه استعداد رهبری خود را نشان داد.
the teacher recognized her maserus in mathematics.
معلم استعداد او را در ریاضیات تشخیص داد.
his maserus for music was evident from a young age.
استعداد او برای موسیقی از سنین پایین آشکار بود.
her maserus in negotiation helped close the deal.
استعداد او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.
they praised his maserus in technology during the presentation.
آنها در طول ارائه از استعداد او در فناوری تعریف کردند.
maserus effect
اثر ماسروس
maserus theory
نظریه ماسروس
maserus model
مدل ماسروس
maserus principle
اصل ماسروس
maserus study
مطالعه ماسروس
maserus concept
مفهوم ماسروس
maserus analysis
تجزیه و تحلیل ماسروس
maserus findings
یافتههای ماسروس
maserus application
کاربرد ماسروس
maserus framework
چارچوب ماسروس
she has a maserus for organizing events.
او یک استعداد برای سازماندهی رویدادها دارد.
his maserus in art made him a great curator.
استعداد او در هنر باعث شد یک ویراستار بزرگ باشد.
they admired her maserus in problem-solving.
آنها به استعداد او در حل مسئله احترام گذاشتند.
the maserus of the chef impressed everyone at the dinner.
استعداد آشپز همه را در شام تحت تاثیر قرار داد.
his maserus for languages helped him travel easily.
استعداد او برای زبان به او کمک کرد تا به راحتی سفر کند.
she showed a maserus for leadership during the project.
او در طول پروژه استعداد رهبری خود را نشان داد.
the teacher recognized her maserus in mathematics.
معلم استعداد او را در ریاضیات تشخیص داد.
his maserus for music was evident from a young age.
استعداد او برای موسیقی از سنین پایین آشکار بود.
her maserus in negotiation helped close the deal.
استعداد او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.
they praised his maserus in technology during the presentation.
آنها در طول ارائه از استعداد او در فناوری تعریف کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید