massaged muscles
ماساژ عضلات
massaged feet
ماساژ پاها
massaged back
ماساژ پشت
massaged neck
ماساژ گردن
massaged scalp
ماساژ سر
massaged hands
ماساژ دستها
massaged body
ماساژ بدن
massaged legs
ماساژ پا
massaged shoulders
ماساژ شانهها
massaged tension
ماساژ تنش
she massaged my shoulders to relieve the tension.
او شانههای من را ماساژ کرد تا تنش را کاهش دهد.
after the workout, he massaged his legs to prevent soreness.
بعد از تمرین، او پاهایش را ماساژ کرد تا از درد عضلانی جلوگیری کند.
the therapist massaged her back to help with her pain.
ماساژور پشت او را ماساژ کرد تا به کاهش دردش کمک کند.
she massaged the lotion into her skin for better absorption.
او لوسیون را به پوست خود مالید تا جذب بهتری داشته باشد.
he often massaged his temples when feeling stressed.
او اغلب پیشانی خود را وقتی احساس استرس میکرد ماساژ میکرد.
they massaged each other's feet after a long day.
آنها بعد از یک روز طولانی، پای یکدیگر را ماساژ کردند.
she massaged the dough until it was smooth and elastic.
او خمیر را تا زمانی که صاف و انعطافپذیر شد ماساژ کرد.
the coach massaged the player's muscles to aid recovery.
مربی عضلات بازیکن را ماساژ کرد تا به بهبودی کمک کند.
he massaged his scalp to promote hair growth.
او پوست سر خود را برای تقویت رشد مو ماساژ کرد.
after the massage, she felt completely relaxed.
بعد از ماساژ، او کاملاً احساس آرامش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید