massless

[ایالات متحده]/ˈmæs.ləs/
[بریتانیا]/ˈmæs.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون جرم

عبارات و ترکیب‌ها

massless particle

ذره بدون جرم

massless state

حالت بدون جرم

massless field

میدان بدون جرم

massless wave

امواج بدون جرم

massless photon

فوتون بدون جرم

massless theory

نظریه بدون جرم

massless limit

حد بدون جرم

massless gauge

مقیاس بدون جرم

massless boson

بوزون بدون جرم

massless graviton

گرانترون بدون جرم

جملات نمونه

theoretical physicists often discuss massless particles.

فیزیکدانان نظری اغلب در مورد ذرات بدون جرم بحث می کنند.

in quantum mechanics, photons are considered massless.

در مکانیک کوانتومی، فوتون ها بدون جرم در نظر گرفته می شوند.

massless fields play a crucial role in string theory.

زمینه های بدون جرم نقش مهمی در نظریه ریسمان ایفا می کنند.

the concept of massless objects simplifies many equations.

مفهوم اجسام بدون جرم بسیاری از معادلات را ساده می کند.

massless particles travel at the speed of light.

ذرات بدون جرم با سرعت نور حرکت می کنند.

scientists are studying the implications of massless theories.

دانشمندان در حال بررسی پیامدهای نظریه های بدون جرم هستند.

massless waves can propagate through a vacuum.

امواج بدون جرم می توانند در خلاء منتشر شوند.

in physics, massless objects are idealized for calculations.

در فیزیک، اجسام بدون جرم برای محاسبات ایده آل می شوند.

massless particles challenge our understanding of gravity.

ذرات بدون جرم چالش هایی را برای درک ما از گرانش ایجاد می کنند.

the theory suggests that massless entities exist in multiple dimensions.

نظریه نشان می دهد که موجودات بدون جرم در ابعاد متعدد وجود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید