masterless

[ایالات متحده]/ˈmɑːstəless/
[بریتانیا]/ˈmæstərləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌سرپرست; تحت کنترل یا حفاظت نیست

عبارات و ترکیب‌ها

masterless state

حالت بی‌ارتباط

masterless society

جامعه بی‌ارتباط

masterless world

جهان بی‌ارتباط

masterless realm

سرزمین بی‌ارتباط

masterless existence

وجود بی‌ارتباط

masterless life

زندگی بی‌ارتباط

masterless art

هنر بی‌ارتباط

masterless spirit

روح بی‌ارتباط

masterless force

نیروی بی‌ارتباط

masterless system

سیستم بی‌ارتباط

جملات نمونه

the masterless dog wandered the streets looking for food.

سگ بی‌سرپرست در خیابان‌ها به دنبال غذا می‌گشت.

in a masterless world, people must fend for themselves.

در دنیای بدون صاحب، مردم باید برای خودشان تلاش کنند.

the masterless ship drifted aimlessly across the ocean.

کشتی بی‌سرپرست بی‌هدف در اقیانوس سرگردان بود.

he felt masterless after losing his mentor.

او پس از از دست دادن مربی‌اش احساس بی‌سرپرستی کرد.

the masterless kingdom fell into chaos.

پادشاهی بی‌سرپرست به هرج و مرج افتاد.

masterless robots roamed the abandoned factory.

ربات‌های بی‌سرپرست در کارخانه متروکه پرسه می‌زدند.

she painted a masterless landscape that reflected her feelings.

او یک منظره بی‌سرپرست نقاشی کرد که احساساتش را منعکس می‌کرد.

the concept of a masterless society challenges traditional norms.

مفهوم یک جامعه بی‌سرپرست، هنجارهای سنتی را به چالش می‌کشد.

masterless art can evoke a sense of freedom.

هنر بی‌سرپرست می‌تواند احساس آزادی را برانگیزد.

he embraced a masterless philosophy in his life.

او یک فلسفه بی‌سرپرستی را در زندگی خود پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید