supervised learning
یادگیری نظارتی
supervised visit
بازدید نظارتی
supervised practice
تمرین تحت نظارت
carefully supervised
به دقت نظارت شده
closely supervised
به دقت نظارت شده
being supervised
در حال نظارت
supervised children
کودکان تحت نظارت
supervised work
کار تحت نظارت
supervised project
پروژه تحت نظارت
self-supervised
خود-نظارتی
the supervised learning algorithm achieved high accuracy.
الگوریتم یادگیری نظارتی به دقت بالایی دست یافت.
we used supervised data to train the model.
ما از دادههای نظارتی برای آموزش مدل استفاده کردیم.
supervised classification is a common machine learning task.
طبقهبندی نظارتی یک وظیفه رایج در یادگیری ماشین است.
the system relies on supervised feedback for improvement.
این سیستم برای بهبود به بازخورد نظارتی متکی است.
supervised training requires labeled data sets.
آموزش نظارتی نیاز به مجموعهدادههای برچسبگذاری شده دارد.
the researchers conducted supervised experiments to test the hypothesis.
محققان آزمایشهای نظارتی را برای آزمایش فرضیه انجام دادند.
supervised learning is suitable for structured data.
یادگیری نظارتی برای دادههای ساختاریافته مناسب است.
we performed a supervised evaluation of the new software.
ما یک ارزیابی نظارتی از نرمافزار جدید انجام دادیم.
the supervised approach provided valuable insights into the problem.
رویکرد نظارتی بینشهای ارزشمندی در مورد مسئله ارائه داد.
supervised learning models can predict outcomes effectively.
مدلهای یادگیری نظارتی میتوانند به طور مؤثر نتایج را پیشبینی کنند.
the team implemented a supervised quality control process.
تیم یک فرآیند کنترل کیفیت نظارتی را اجرا کرد.
supervised learning
یادگیری نظارتی
supervised visit
بازدید نظارتی
supervised practice
تمرین تحت نظارت
carefully supervised
به دقت نظارت شده
closely supervised
به دقت نظارت شده
being supervised
در حال نظارت
supervised children
کودکان تحت نظارت
supervised work
کار تحت نظارت
supervised project
پروژه تحت نظارت
self-supervised
خود-نظارتی
the supervised learning algorithm achieved high accuracy.
الگوریتم یادگیری نظارتی به دقت بالایی دست یافت.
we used supervised data to train the model.
ما از دادههای نظارتی برای آموزش مدل استفاده کردیم.
supervised classification is a common machine learning task.
طبقهبندی نظارتی یک وظیفه رایج در یادگیری ماشین است.
the system relies on supervised feedback for improvement.
این سیستم برای بهبود به بازخورد نظارتی متکی است.
supervised training requires labeled data sets.
آموزش نظارتی نیاز به مجموعهدادههای برچسبگذاری شده دارد.
the researchers conducted supervised experiments to test the hypothesis.
محققان آزمایشهای نظارتی را برای آزمایش فرضیه انجام دادند.
supervised learning is suitable for structured data.
یادگیری نظارتی برای دادههای ساختاریافته مناسب است.
we performed a supervised evaluation of the new software.
ما یک ارزیابی نظارتی از نرمافزار جدید انجام دادیم.
the supervised approach provided valuable insights into the problem.
رویکرد نظارتی بینشهای ارزشمندی در مورد مسئله ارائه داد.
supervised learning models can predict outcomes effectively.
مدلهای یادگیری نظارتی میتوانند به طور مؤثر نتایج را پیشبینی کنند.
the team implemented a supervised quality control process.
تیم یک فرآیند کنترل کیفیت نظارتی را اجرا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید