unsupervised

[ایالات متحده]/ˌʌn'sju:pəvaizd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون نظارت، بدون مدیریت.

جملات نمونه

The learning of connectionism,which consists mainly of supervised learning,intensive learning and unsupervised learning,is modelled after the learning of human beings.

یادگیری اتصال‌گرایی که عمدتاً شامل یادگیری نظارت‌شده، یادگیری فشرده و یادگیری بدون نظارت است، بر اساس یادگیری انسان مدل‌سازی شده است.

Children should not be left unsupervised near the swimming pool.

کودکان نباید بدون مراقبت در نزدیکی استخر رها شوند.

The experiment was conducted by a team of unsupervised researchers.

این آزمایش توسط گروهی از محققان بدون نظارت انجام شد.

Leaving a campfire unsupervised is extremely dangerous.

ترك كردن آتش‌سوزی بدون مراقبت بسیار خطرناک است.

The company hired a security guard to patrol the premises during unsupervised hours.

شركت یک نگهبان استخدام کرد تا در ساعات بدون مراقبت از محوطه نگهبانی کند.

The unsupervised trainees struggled to complete the task without guidance.

متخصصان آموزش‌دیده بدون مراقبت برای تکمیل وظیفه بدون راهنمایی تلاش کردند.

Leaving your pet unsupervised for long periods can lead to behavioral issues.

ترك كردن حیوان خانگی خود برای مدت طولانی بدون مراقبت می تواند منجر به مشکلات رفتاری شود.

The children were playing unsupervised in the backyard.

کودکان بدون مراقبت در حیاط پشتی بازی می کردند.

The unsupervised experiment resulted in unexpected outcomes.

آزمایش بدون مراقبت منجر به نتایج غیرمنتظره شد.

The unsupervised access to sensitive information poses a security risk.

دسترسی بدون نظارت به اطلاعات حساس خطری برای امنیت محسوب می شود.

It is important to never leave a fire burning unsupervised.

بسیار مهم است که هرگز آتش را بدون مراقبت روشن نگذارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید