mastication

[ایالات متحده]/ˌmæstɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmæstəˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند جویدن غذا؛ عمل آسیاب کردن یا خرد کردن؛ فرآیند شکستن غذا به قطعات کوچکتر

عبارات و ترکیب‌ها

effective mastication

ماستیكاسیون مؤثر

mastication process

فرآیند ماستیكاسیون

proper mastication

ماستیكاسیون مناسب

mastication skills

مهارت‌های ماستیكاسیون

mastication rate

نرخ ماستیكاسیون

mastication efficiency

بازدهی ماستیكاسیون

slow mastication

ماستیكاسیون آهسته

mastication habits

عادات ماستیكاسیون

mastication techniques

تکنیک‌های ماستیكاسیون

inadequate mastication

ماستیكاسیون ناکافی

جملات نمونه

mastication is an essential part of the digestive process.

جویدن بخش ضروری فرآیند گوارش است.

proper mastication can improve nutrient absorption.

جویدن مناسب می‌تواند جذب مواد مغذی را بهبود بخشد.

children often need to learn the importance of mastication.

کودکان اغلب نیاز به یادگیری اهمیت جویدن دارند.

mastication helps break down food into smaller pieces.

جویدن به تجزیه غذا به قطعات کوچکتر کمک می‌کند.

inadequate mastication can lead to digestive issues.

جویدن ناکافی می‌تواند منجر به مشکلات گوارشی شود.

the process of mastication involves both teeth and saliva.

فرآیند جویدن شامل دندان‌ها و بزاق است.

good mastication can enhance the flavor of food.

جویدن خوب می‌تواند طعم غذا را افزایش دهد.

mastication rates can vary between different species.

نرخ جویدن می‌تواند بین گونه‌های مختلف متفاوت باشد.

some people underestimate the importance of mastication.

برخی افراد اهمیت جویدن را دست کم می‌گیرند.

effective mastication can reduce the risk of choking.

جویدن مؤثر می‌تواند خطر خفگی را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید