gnashing

[ایالات متحده]/'næʃiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دندان قروچه در خشم
v. دندان قروچه کردن در خشم

عبارات و ترکیب‌ها

gnashing teeth

دندان‌ grinding

gnashing of teeth

دندان‌ grinding

gnashing sound

صدای دندان‌ grinding

جملات نمونه

no doubt he is gnashing his teeth in rage.

بدون شک او دندان‌هایش را از خشم می‌گزند.

He’ll be gnashing his teeth when he hears that we lost the contract.

وقتی می‌شنود که ما قرارداد را از دست داده‌ایم، دندان‌هایش را می‌گزند.

The wolf was gnashing its teeth in anger.

گرگ با خشم دندان‌هایش را می‌گزید.

She could hear the sound of gnashing teeth in the dark.

او می‌توانست صدای دندان‌های گزیده را در تاریکی بشنود.

The villain's gnashing grin sent shivers down her spine.

لبخند دندان‌گزای شرور، لرزه به تنش انداخت.

The gnashing of gears could be heard from the old machinery.

صدای چرخ‌دنده‌ها از ماشین‌آلات قدیمی شنیده می‌شد.

The gnashing of the metal door echoed through the empty hallway.

صدای دندان‌دنده درِ فلزی در راهروی خالی طنین‌انداز بود.

The gnashing of swords filled the battlefield.

صدای دندان شمشیرها میدان جنگ را پر کرد.

The gnashing of the angry mob's teeth could be heard from afar.

صدای دندان‌های گزیده توده‌ی خشمگین را از دور شنیده می‌شد.

His jaw clenched, gnashing in frustration.

چانه‌اش منقبض شد و از سر ناامیدی دندان‌هایش را به هم فشرد.

The gnashing of the machine's gears indicated a malfunction.

صدای دندان‌دنده چرخ‌دنده‌های دستگاه نشان‌دهنده خرابی بود.

The sound of gnashing teeth filled the haunted house.

صدای دندان‌های گزیده خانه ارواطی را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید