matchday

[ایالات متحده]/ˈmætʃdeɪ/
[بریتانیا]/ˈmætʃdeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روزی که یک مسابقه ورزشی یا رقابت برگزار می‌شود؛ فعالیت‌های اجتماعی و تعاملات متمرکز بر مسابقات ورزشی؛ درآمد حاصل از فعالیت‌های روز مسابقه ورزشی؛ یک حالت خاص یا فرمت سازماندهی فعالیت‌های مرتبط با مسابقه.
شکل‌های واژه
جمعmatchdays

عبارات و ترکیب‌ها

matchday experience

تجربه روز بازی

matchday atmosphere

اتمسفر روز بازی

matchday preparations

آماده سازی های روز بازی

matchday rituals

ریتول های روز بازی

matchday nerves

نerves روز بازی

matchday traditions

سنت های روز بازی

matchday excitement

انگیزه روز بازی

matchday memories

یادگارهای روز بازی

matchday routine

روتین روز بازی

matchday logistics

لوجیستیک های روز بازی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید