materialization

[ایالات متحده]/ˌmætəˌrɪəlʌɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmætəˌrɪəlʌɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرایند واقعی یا ملموس شدن؛ وضعیت مادی یا فیزیکی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

materialization process

فرآیند مادی‌شدن

materialization theory

نظریه مادی‌شدن

materialization event

رویداد مادی‌شدن

materialization phase

فاز مادی‌شدن

materialization concept

مفهوم مادی‌شدن

materialization model

مدل مادی‌شدن

materialization phenomenon

پدیده‌ی مادی‌شدن

materialization technique

تکنیک مادی‌شدن

materialization method

روش مادی‌شدن

materialization strategy

استراتژی مادی‌شدن

جملات نمونه

materialization of dreams requires hard work.

تجسم رویاها نیازمند تلاش سخت است.

the materialization of ideas can be challenging.

تجسم ایده ها می تواند چالش برانگیز باشد.

her materialization of the project impressed everyone.

تجسم پروژه توسط او همه را تحت تاثیر قرار داد.

materialization of thoughts into actions is essential.

تبدیل افکار به عمل ضروری است.

the materialization process took longer than expected.

فرآیند تجسم بیشتر از حد انتظار طول کشید.

they celebrated the materialization of their goals.

آنها به مناسبت تحقق اهداف خود جشن گرفتند.

materialization often requires a clear vision.

تجسم اغلب نیازمند یک دیدگاه روشن است.

his materialization of the concept was groundbreaking.

تجسم مفهوم توسط او یک نوآوری بود.

materialization of technology has transformed industries.

تجلی فناوری صنایع را متحول کرده است.

she believes in the materialization of positive energy.

او به تجسم انرژی مثبت اعتقاد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید