i'm going to the pub with my work mates tonight.
من امروز شام با دوستان کاریم به کافه میروم.
we've been mates since we were at university together.
ما از زمانی که در دانشگاه همراه بودیم دوست هستیم.
my mates and i go fishing every weekend.
من و دوستانم هر هفته به صید میرویم.
he's one of my closest mates from school.
او یکی از نزدیکترین دوستان من از مدرسه است.
the team mates celebrated their victory together.
دوستان تیم به همراه یکدیگر پیروزی خود را جشن گرفتند.
i'd like you to meet my mates from the football club.
میخواهم شما را با دوستان من از باشگاه فوتبال آشنا کنم.
we're planning a surprise party for our mutual mate.
ما یک جشن مفاجات برای دوست مشترکمان در نظر گرفتهایم.
old mates often meet at the community centre on fridays.
دوستان قدیمی ما معمولاً پنجشنبهها در مرکز اجتماعی با یکدیگر ملاقات میکنند.
she introduced her boyfriend to her girl mates.
او عشیق خود را به دوستان دخترش معرفی کرد.
my mates helped me move to my new apartment last weekend.
دوستانم به من کمک کردند تا روز پیش از این به آپارتمان جدیدم انتقال یابم.
drinking mates are different from real friends sometimes.
گاهی دوستانی که با هم مینوشیم با دوستان واقعی متفاوتند.
we've been sailing mates for over twenty years now.
ما از 20 سال گذشته دوست هم در کشتیریزی هستیم.
i'm going to the pub with my work mates tonight.
من امروز شام با دوستان کاریم به کافه میروم.
we've been mates since we were at university together.
ما از زمانی که در دانشگاه همراه بودیم دوست هستیم.
my mates and i go fishing every weekend.
من و دوستانم هر هفته به صید میرویم.
he's one of my closest mates from school.
او یکی از نزدیکترین دوستان من از مدرسه است.
the team mates celebrated their victory together.
دوستان تیم به همراه یکدیگر پیروزی خود را جشن گرفتند.
i'd like you to meet my mates from the football club.
میخواهم شما را با دوستان من از باشگاه فوتبال آشنا کنم.
we're planning a surprise party for our mutual mate.
ما یک جشن مفاجات برای دوست مشترکمان در نظر گرفتهایم.
old mates often meet at the community centre on fridays.
دوستان قدیمی ما معمولاً پنجشنبهها در مرکز اجتماعی با یکدیگر ملاقات میکنند.
she introduced her boyfriend to her girl mates.
او عشیق خود را به دوستان دخترش معرفی کرد.
my mates helped me move to my new apartment last weekend.
دوستانم به من کمک کردند تا روز پیش از این به آپارتمان جدیدم انتقال یابم.
drinking mates are different from real friends sometimes.
گاهی دوستانی که با هم مینوشیم با دوستان واقعی متفاوتند.
we've been sailing mates for over twenty years now.
ما از 20 سال گذشته دوست هم در کشتیریزی هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید