maturating

[ایالات متحده]/ˈmætʃʊreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmætʃʊreɪtɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند بالغ شدن

عبارات و ترکیب‌ها

maturating process

فرآیند رسیدن

maturating phase

فاز رسیدن

maturating factors

عوامل رسیدن

maturating conditions

شرایط رسیدن

maturating environment

محیط رسیدن

maturating fruit

میوه در حال رسیدن

maturating cheese

پنیر در حال رسیدن

maturating wine

شراب در حال رسیدن

maturating skills

مهارت های رسیدن

maturating ideas

ایده های رسیدن

جملات نمونه

the cheese is maturating in a cool cellar.

پنیر در یک سرداب خنک در حال کهارشد است.

we waited for the wine to finish maturating.

ما منتظر ماندیم تا شراب کهارشد شود.

the fruit needs a little more time for maturating.

میوه به کمی زمان بیشتر برای کهارشد نیاز دارد.

they are studying the process of maturating cheese.

آنها در حال مطالعه فرآیند کهارشد پنیر هستند.

the chef prefers using maturating ingredients.

سرآشپز ترجیح می دهد از مواد اولیه کهارشد استفاده کند.

proper conditions are essential for maturating meat.

شرایط مناسب برای کهارشد گوشت ضروری است.

he explained how maturating affects the flavor.

او توضیح داد که کهارشد چگونه بر طعم تأثیر می گذارد.

the process of maturating can take several months.

فرآیند کهارشد می تواند چندین ماه طول بکشد.

they use specific techniques for maturating their products.

آنها از تکنیک های خاص برای کهارشد محصولات خود استفاده می کنند.

understanding the science of maturating is important.

درک علم کهارشد مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید