mauved lips
چубههای چرب
the sky took on a beautiful mauved hue at sunset.
آسمان در زمان غروب خورشید به رنگی زیبای بنفش گرفت.
her dress was elegantly mauved with subtle pink undertones.
پوشاک او با رنگ بنفش زیبایی و نوای رنگ صورتی نرم بود.
the living room walls were painted in a soft mauved lavender.
دیوارهای اتاق نشیمن با رنگ بنفش نرم و لیلک رنگ شده بودند.
autumn leaves turned gorgeous shades of mauved and gold.
برگهای پاییزی به رنگهای زیبای بنفش و طلایی تغییر کردند.
the morning light gave everything a gentle mauved tint.
نور صبح به هر چیزی یک رنگ بنفش نرم داد.
she wore a silk scarf in deep mauved tones.
او یک پشیمانه از پارچه سیلک با رنگهای بنفش عمیق پوشید.
the garden roses bloomed in various mauved shades.
گلهای گلستان در رنگهای مختلف بنفش گل میزدند.
his tie matched his shirt perfectly in coordinated mauved tones.
کمربند او با پیراهن او به طور کامل در رنگهای هماهنگ بنفش تطابق داشت.
the velvet curtains filtered sunlight into a warm mauved glow.
پردههای چرمی نور خورشید را به یک نور گرم بنفش تبدیل میکردند.
the abstract painting featured bold strokes of mauved purple.
نقاشی گیجگیر کشیدههای جسورانه از بنفش بنفش را نمایش میداد.
her cheeks flushed a delicate mauved rose from the autumn chill.
گریههای او به دلیل سردی پاییزی با یک گل بنفش نرم رنگید.
the twilight sky was painted in spectacular mauved colors.
آسمان نیمهشب با رنگهای بنفش شگفتانگیز رنگ شده بود.
mauved lips
چубههای چرب
the sky took on a beautiful mauved hue at sunset.
آسمان در زمان غروب خورشید به رنگی زیبای بنفش گرفت.
her dress was elegantly mauved with subtle pink undertones.
پوشاک او با رنگ بنفش زیبایی و نوای رنگ صورتی نرم بود.
the living room walls were painted in a soft mauved lavender.
دیوارهای اتاق نشیمن با رنگ بنفش نرم و لیلک رنگ شده بودند.
autumn leaves turned gorgeous shades of mauved and gold.
برگهای پاییزی به رنگهای زیبای بنفش و طلایی تغییر کردند.
the morning light gave everything a gentle mauved tint.
نور صبح به هر چیزی یک رنگ بنفش نرم داد.
she wore a silk scarf in deep mauved tones.
او یک پشیمانه از پارچه سیلک با رنگهای بنفش عمیق پوشید.
the garden roses bloomed in various mauved shades.
گلهای گلستان در رنگهای مختلف بنفش گل میزدند.
his tie matched his shirt perfectly in coordinated mauved tones.
کمربند او با پیراهن او به طور کامل در رنگهای هماهنگ بنفش تطابق داشت.
the velvet curtains filtered sunlight into a warm mauved glow.
پردههای چرمی نور خورشید را به یک نور گرم بنفش تبدیل میکردند.
the abstract painting featured bold strokes of mauved purple.
نقاشی گیجگیر کشیدههای جسورانه از بنفش بنفش را نمایش میداد.
her cheeks flushed a delicate mauved rose from the autumn chill.
گریههای او به دلیل سردی پاییزی با یک گل بنفش نرم رنگید.
the twilight sky was painted in spectacular mauved colors.
آسمان نیمهشب با رنگهای بنفش شگفتانگیز رنگ شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید