maxillary sinus
سینوسهای فک بالا
maxillary arch
طاقچهی بینی
maxillary bone
استخوان فک بالایی
maxillary teeth
دندانهای فک بالایی
maxillary space
فضای ماینه
maxillary region
منطقه ماینه
maxillary nerve
عصب ماینه
maxillary protrusion
بیرونزدگی ماینه
maxillary expansion
گسترش ماینه
maxillary fracture
شکستگی ماینه
the maxillary sinus is located above the upper teeth.
سینوس جونده بالا در بالای دندانهای آسیاب قرار دارد.
maxillary braces can help correct dental alignment.
براکتهای جونده میتوانند به اصلاح همترازی دندانها کمک کنند.
she experienced pain in her maxillary region after the injury.
او پس از آسیب در ناحیه جونده خود دچار درد شد.
the maxillary arch is essential for proper chewing.
تاج جونده برای جویدن مناسب ضروری است.
maxillary expansion can improve breathing in children.
گسترش جونده میتواند تنفس را در کودکان بهبود بخشد.
dental implants can be placed in the maxillary bone.
ایمپلنتهای دندانی را میتوان در استخوان جونده قرار داد.
the maxillary nerve is a branch of the trigeminal nerve.
عصب جونده شاخهای از عصب مثلثی است.
she had a maxillary sinus infection that required treatment.
او دچار عفونت سینوس جونده شد که نیاز به درمان داشت.
maxillary surgery may be necessary for severe dental issues.
جراحی جونده ممکن است برای مشکلات دندانی شدید ضروری باشد.
the dentist examined her maxillary teeth for cavities.
دندانپزشک دندانهای جونده او را برای پوسیدگی بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید