meagerest

[ایالات متحده]/ˈmiːɡərɪst/
[بریتانیا]/ˈmiːɡərɪst/

ترجمه

adj. نازک; بیابان; ضعیف; ناکافی; کیفیت پایین (غذا); کم‌مایه (آثار ادبی، افکار); ساده (غذا)

عبارات و ترکیب‌ها

meagerest resources

منابع اندک

meagerest diet

رژیم غذایی اندک

meagerest income

درآمد اندک

meagerest support

حمایت اندک

meagerest details

جزئیات اندک

meagerest effort

تلاش اندک

meagerest talent

استعداد اندک

meagerest progress

پیشرفت اندک

meagerest findings

یافته‌های اندک

meagerest opportunities

فرصت‌های اندک

جملات نمونه

his meagerest earnings barely cover his expenses.

حتی ناچیزترین درآمد او به سختی هزینه‌هایش را پوشش می‌دهد.

despite her meagerest attempts, she never gave up.

با وجود تلاش‌های کم او، او هرگز تسلیم نشد.

the meagerest resources were allocated for the project.

کمترین منابع برای این پروژه تخصیص داده شد.

even the meagerest meal can be enjoyed with good company.

حتی یک وعده غذایی کم هم می‌توان با حضور افراد خوب لذت برد.

he managed to save the meagerest amount from his salary.

او توانست کمترین مقدار را از حقوق خود پس انداز کند.

the meagerest of victories still felt rewarding.

حتی پیروزی‌های کم هم احساس پاداش می‌دادند.

she wore the meagerest of smiles during the tough times.

او در زمان‌های سخت، کمترین لبخند را به لب داشت.

the meagerest support can make a big difference.

حتی کمترین حمایت می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

in the meagerest of conditions, they thrived.

آنها در شرایط کم‌وساطه رشد کردند.

she found joy in the meagerest of pleasures.

او شادی را در کمترین لذت‌ها یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید