meanest

[ایالات متحده]/ˈmiːnɪst/
[بریتانیا]/ˈminɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صفت عالی از mean; بی‌رحم‌ترین یا کینه‌توزترین
v. به معنی بودن; قصد داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

meanest person

بدترین شخص

meanest thing

بدترین چیز

meanest comment

بدترین نظر

meanest behavior

بدترین رفتار

meanest joke

بدترین شوخی

meanest act

بدترین عمل

meanest remarks

بدترین حرف‌ها

meanest rival

بدترین رقیب

meanest trick

بدترین حقه

meanest attitude

بدترین نگرش

جملات نمونه

the meanest person i know always criticizes others.

بدترین فردی که می‌شناسم همیشه دیگران را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

she played the meanest prank on her best friend.

او بدترین شوخی را با بهترین دوستش انجام داد.

he is known for his meanest remarks during meetings.

او به خاطر بدترین نظراتش در جلسات معروف است.

the meanest dog in the neighborhood barked at everyone.

بدترین سگ محله با همه سوت و صدا کرد.

they say that money can make you the meanest version of yourself.

می‌گویند پول می‌تواند شما را بدترین نسخه خودتان کند.

his meanest behavior shocked everyone at the party.

رفتار بدترین او باعث شوکه شدن همه در مهمانی شد.

she has the meanest laugh that makes everyone uncomfortable.

او خنده بدتری دارد که باعث ناراحتی همه می‌شود.

the meanest comments often come from those who are insecure.

بدترین نظرات اغلب از کسانی که احساس ناامنی می‌کنند می‌آید.

he told the meanest joke that left the audience in shock.

او بدترین شوخی را گفت که باعث شوکه شدن مخاطبان شد.

in her meanest moments, she would say hurtful things.

در بدترین لحظات او، او چیزهای آزاردهنده می‌گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید