medding

[ایالات متحده]/ˈmɛdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɛdɪŋ/

ترجمه

n. (تغییر شکل Madding) یک نام خانوادگی.
شکل‌های واژه
جمعmeddings

عبارات و ترکیب‌ها

stop medding

مداخله کردن را متوقف کن

without medding

بدون مداخله

start medding

شروع به مداخله کردن

his medding

مداخله او

keep medding

ادامه دهید مداخله

always medding

همیشه مداخله

جملات نمونه

stop medding in my personal affairs.

دست زدن به امور شخصی من را متوقف کن.

his constant medding is unbearable.

دست زدن مداوم او تحمل ناپذیر است.

i wish you'd stop medding with my computer.

می‌خواهم شما دست زدن به کامپیوتر من را متوقف کنید.

the medding neighbor drives everyone crazy.

همسایه‌ای که دست زدن می‌کند، همه را عصبانی می‌کند.

she can't resist medding in other people's problems.

او نمی‌تواند مقاومت کند در دست زدن به مشکلات دیگران.

their medding made the situation worse.

دست زدن آن‌ها وضعیت را بدتر کرد.

stop all this medding and mind your own business.

همه این دست زدن را متوقف کن و به کار خودتان بپردازید.

the medding children broke the vase while playing.

کودکان دست زننده در حال بازی شیشه را شکستند.

i find your medding extremely frustrating.

دست زدن شما برای من بسیار خستا کننده است.

his medding ruined our carefully planned event.

دست زدن او رویدادی که با دقت برنامه‌ریزی کردیم را خراب کرد.

the medding stranger interrupted our private conversation.

شخص غریبه‌ای که دست زننده، گفتگوی خصوصی ما را قطع کرد.

please stop medding with my personal belongings.

لطفاً دست زدن به اموال شخصی من را متوقف کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید