| جمع | medevacs |
medevac mission
ماموریت تخلیه پزشکی
medevac flight
پرواز تخلیه پزشکی
medevac team
تیم تخلیه پزشکی
medevac service
خدمات تخلیه پزشکی
medevac request
درخواست تخلیه پزشکی
medevac operation
عملیات تخلیه پزشکی
medevac unit
واحد تخلیه پزشکی
medevac plan
برنامه تخلیه پزشکی
medevac helicopter
هلیکوپتر تخلیه پزشکی
medevac protocol
پروتکل تخلیه پزشکی
the medevac helicopter arrived on the scene within minutes.
هلیکوپتر امداد هوایی در عرض چند دقیقه در صحنه رسید.
they called for a medevac after the accident.
آنها پس از حادثه درخواست امداد هوایی کردند.
the medevac team worked quickly to stabilize the patient.
تیم امداد هوایی به سرعت برای تثبیت وضعیت بیمار تلاش کرد.
she was transported by medevac to the nearest hospital.
او با استفاده از امداد هوایی به نزدیکترین بیمارستان منتقل شد.
the medevac operation was coordinated by the local authorities.
عملیات امداد هوایی با هماهنگی مقامات محلی انجام شد.
during the storm, medevac services were limited.
در طول طوفان، خدمات امداد هوایی محدود بود.
the soldier's injuries required a medevac to a military hospital.
آسیبهای سرباز نیاز به انتقال با امداد هوایی به یک بیمارستان نظامی داشت.
they prepared for a medevac as soon as they received the call.
آنها به محض دریافت تماس برای امداد هوایی آماده شدند.
after the earthquake, many people needed medevac assistance.
پس از زلزله، بسیاری از مردم به کمک امداد هوایی نیاز داشتند.
the medevac procedure was smooth and efficient.
روش کار امداد هوایی روان و کارآمد بود.
medevac mission
ماموریت تخلیه پزشکی
medevac flight
پرواز تخلیه پزشکی
medevac team
تیم تخلیه پزشکی
medevac service
خدمات تخلیه پزشکی
medevac request
درخواست تخلیه پزشکی
medevac operation
عملیات تخلیه پزشکی
medevac unit
واحد تخلیه پزشکی
medevac plan
برنامه تخلیه پزشکی
medevac helicopter
هلیکوپتر تخلیه پزشکی
medevac protocol
پروتکل تخلیه پزشکی
the medevac helicopter arrived on the scene within minutes.
هلیکوپتر امداد هوایی در عرض چند دقیقه در صحنه رسید.
they called for a medevac after the accident.
آنها پس از حادثه درخواست امداد هوایی کردند.
the medevac team worked quickly to stabilize the patient.
تیم امداد هوایی به سرعت برای تثبیت وضعیت بیمار تلاش کرد.
she was transported by medevac to the nearest hospital.
او با استفاده از امداد هوایی به نزدیکترین بیمارستان منتقل شد.
the medevac operation was coordinated by the local authorities.
عملیات امداد هوایی با هماهنگی مقامات محلی انجام شد.
during the storm, medevac services were limited.
در طول طوفان، خدمات امداد هوایی محدود بود.
the soldier's injuries required a medevac to a military hospital.
آسیبهای سرباز نیاز به انتقال با امداد هوایی به یک بیمارستان نظامی داشت.
they prepared for a medevac as soon as they received the call.
آنها به محض دریافت تماس برای امداد هوایی آماده شدند.
after the earthquake, many people needed medevac assistance.
پس از زلزله، بسیاری از مردم به کمک امداد هوایی نیاز داشتند.
the medevac procedure was smooth and efficient.
روش کار امداد هوایی روان و کارآمد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید