clinically proven
اثبات شده بالینی
clinically significant
از نظر بالینی مهم
clinically depressed
از نظر بالینی دچار افسردگی
clinically diagnosed
از نظر بالینی تشخیص داده شده
clinically relevant
از نظر بالینی مرتبط
clinically tested
از نظر بالینی مورد آزمایش قرار گرفته
clinically approved
از نظر بالینی تایید شده
clinically necessary
از نظر بالینی ضروری
clinically observed
از نظر بالینی مشاهده شده
clinically effective
از نظر بالینی موثر
the patient was clinically diagnosed with depression.
بیمار به طور بالینی به عنوان مبتلا به افسردگی تشخیص داده شد.
clinically proven ingredients are used in this skincare product.
مواد اثبات شده بالینی در این محصول مراقبت از پوست استفاده شده است.
she is clinically considered to be in remission from cancer.
او از نظر بالینی به عنوان کسی که از سرطان رهایی یافته در نظر گرفته می شود.
the study was clinically significant, showing a clear benefit.
این مطالعه از نظر بالینی مهم بود و نشان دهنده یک مزیت آشکار بود.
clinically relevant data was collected during the trial.
اطلاعات مرتبط بالینی در طول آزمایش جمع آوری شد.
he was clinically evaluated for heart disease risk factors.
او از نظر بالینی برای عوامل خطر بیماری قلبی ارزیابی شد.
clinically approved medication is now available by prescription.
داروی تایید شده بالینی اکنون با نسخه در دسترس است.
the doctor clinically assessed her neurological condition.
پزشک وضعیت عصبی او را از نظر بالینی ارزیابی کرد.
clinically stable, the patient was moved out of icu.
از نظر بالینی پایدار، بیمار از بخش مراقبت های ویژه منتقل شد.
clinically observed improvements were noted in the group.
بهبودهای مشاهده شده بالینی در گروه مشاهده شد.
the research aimed to identify clinically actionable insights.
تحقیقات با هدف شناسایی بینش های قابل اقدام بالینی انجام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید