| زمان گذشته | medicated |
| صفت یا فعل حال استمراری | medicating |
| قسمت سوم فعل | medicated |
| شکل سوم شخص مفرد | medicates |
| جمع | medicates |
a small medicated candy
یک آبنبات دارویی کوچک
a medicated nasal inhalant
یک اسپری بینی دار
both infants were heavily medicated to alleviate their seizures.
هر دو نوزاد به شدت دارو داده شدند تا تشنج آنها را تسکین دهند.
Fat model the skin and the person that have acne are usable contain sulfureous medicated soap;
مدل چربی پوست و افرادی که آکنه دارند، حاوی صابون دارویی گوگردی قابل استفاده است.
Methods To medicate saturated diphacinone or bromadiolone once a year in spring , then monitor that.
روشهای دارورسانی دیفاسینون یا برومادیلون اشباعشده یک بار در سال در بهار، سپس نظارت بر آن.
The doctor will medicate the patient for pain relief.
پزشک برای تسکین درد بیمار دارو تجویز خواهد کرد.
It is important to medicate according to the prescribed dosage.
بسیار مهم است که طبق دوز تجویز شده دارو مصرف کنید.
Some people prefer to medicate with natural remedies.
برخی افراد ترجیح میدهند با درمانهای طبیعی دارو مصرف کنند.
It is not safe to medicate without consulting a healthcare professional.
بدون مشورت با یک متخصص مراقبتهای بهداشتی دارو مصرف کردن بیخطر نیست.
The nurse will medicate the patient at the scheduled time.
پرستار در زمان تعیین شده دارو به بیمار میدهد.
It is important to medicate responsibly and follow the instructions.
بسیار مهم است که به طور مسئولانه دارو مصرف کنید و دستورالعملها را دنبال کنید.
Some people medicate with over-the-counter drugs for minor ailments.
برخی افراد برای ناراحتیهای جزئی با داروهای بدون نسخه دارو مصرف میکنند.
It is necessary to medicate the infection to prevent it from spreading.
برای جلوگیری از گسترش آن، ضروری است که عفونت را درمان کنید.
Doctors may medicate patients before surgery to prevent pain.
پزشکان ممکن است قبل از جراحی بیماران را برای جلوگیری از درد دارو دهند.
It is important to medicate pets with the appropriate medications.
بسیار مهم است که حیوانات خانگی را با داروها مناسب درمان کنید.
a small medicated candy
یک آبنبات دارویی کوچک
a medicated nasal inhalant
یک اسپری بینی دار
both infants were heavily medicated to alleviate their seizures.
هر دو نوزاد به شدت دارو داده شدند تا تشنج آنها را تسکین دهند.
Fat model the skin and the person that have acne are usable contain sulfureous medicated soap;
مدل چربی پوست و افرادی که آکنه دارند، حاوی صابون دارویی گوگردی قابل استفاده است.
Methods To medicate saturated diphacinone or bromadiolone once a year in spring , then monitor that.
روشهای دارورسانی دیفاسینون یا برومادیلون اشباعشده یک بار در سال در بهار، سپس نظارت بر آن.
The doctor will medicate the patient for pain relief.
پزشک برای تسکین درد بیمار دارو تجویز خواهد کرد.
It is important to medicate according to the prescribed dosage.
بسیار مهم است که طبق دوز تجویز شده دارو مصرف کنید.
Some people prefer to medicate with natural remedies.
برخی افراد ترجیح میدهند با درمانهای طبیعی دارو مصرف کنند.
It is not safe to medicate without consulting a healthcare professional.
بدون مشورت با یک متخصص مراقبتهای بهداشتی دارو مصرف کردن بیخطر نیست.
The nurse will medicate the patient at the scheduled time.
پرستار در زمان تعیین شده دارو به بیمار میدهد.
It is important to medicate responsibly and follow the instructions.
بسیار مهم است که به طور مسئولانه دارو مصرف کنید و دستورالعملها را دنبال کنید.
Some people medicate with over-the-counter drugs for minor ailments.
برخی افراد برای ناراحتیهای جزئی با داروهای بدون نسخه دارو مصرف میکنند.
It is necessary to medicate the infection to prevent it from spreading.
برای جلوگیری از گسترش آن، ضروری است که عفونت را درمان کنید.
Doctors may medicate patients before surgery to prevent pain.
پزشکان ممکن است قبل از جراحی بیماران را برای جلوگیری از درد دارو دهند.
It is important to medicate pets with the appropriate medications.
بسیار مهم است که حیوانات خانگی را با داروها مناسب درمان کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید