gentle meeknesses
مهربانیهای ملایم
true meeknesses
مهربانیهای واقعی
quiet meeknesses
مهربانیهای آرام
inner meeknesses
مهربانیهای درونی
humble meeknesses
مهربانیهای متواضع
spiritual meeknesses
مهربانیهای معنوی
noble meeknesses
مهربانیهای نجیب
gentle-hearted meeknesses
مهربانیهای مهربان دل
loving meeknesses
مهربانیهای پر از عشق
pure meeknesses
مهربانیهای پاک
her meeknesses often led others to underestimate her abilities.
ضعفنماییهای او اغلب باعث میشد دیگران تواناییهای او را دستکم بگیرند.
in times of conflict, his meeknesses became his greatest strength.
در زمان درگیری، ضعفنماییهای او به بزرگترین نقطه قوتش تبدیل شد.
we should embrace our meeknesses as part of our character.
ما باید ضعفنماییهای خود را به عنوان بخشی از شخصیتمان بپذیریم.
her meeknesses were evident in her gentle approach to leadership.
ضعفنماییهای او در رویکرد آرامش به رهبری آشکار بود.
his meeknesses allowed him to connect deeply with others.
ضعفنماییهای او به او اجازه داد تا ارتباط عمیقی با دیگران برقرار کند.
recognizing our meeknesses can lead to personal growth.
تشخیص ضعفنماییهای خود میتواند منجر به رشد شخصی شود.
the meeknesses in her personality made her a beloved friend.
ضعفنماییهای موجود در شخصیت او باعث شد که دوست مورد علاقه همه باشد.
his meeknesses were often mistaken for weakness by his peers.
ضعفنماییهای او اغلب توسط همکارانش به عنوان ضعف تلقی میشد.
embracing our meeknesses can foster stronger relationships.
پذیرش ضعفنماییهای خود میتواند روابط قویتری را ایجاد کند.
her meeknesses shone through in her compassionate actions.
ضعفنماییهای او در اقدامات دلسوزانهاش نمایان بود.
gentle meeknesses
مهربانیهای ملایم
true meeknesses
مهربانیهای واقعی
quiet meeknesses
مهربانیهای آرام
inner meeknesses
مهربانیهای درونی
humble meeknesses
مهربانیهای متواضع
spiritual meeknesses
مهربانیهای معنوی
noble meeknesses
مهربانیهای نجیب
gentle-hearted meeknesses
مهربانیهای مهربان دل
loving meeknesses
مهربانیهای پر از عشق
pure meeknesses
مهربانیهای پاک
her meeknesses often led others to underestimate her abilities.
ضعفنماییهای او اغلب باعث میشد دیگران تواناییهای او را دستکم بگیرند.
in times of conflict, his meeknesses became his greatest strength.
در زمان درگیری، ضعفنماییهای او به بزرگترین نقطه قوتش تبدیل شد.
we should embrace our meeknesses as part of our character.
ما باید ضعفنماییهای خود را به عنوان بخشی از شخصیتمان بپذیریم.
her meeknesses were evident in her gentle approach to leadership.
ضعفنماییهای او در رویکرد آرامش به رهبری آشکار بود.
his meeknesses allowed him to connect deeply with others.
ضعفنماییهای او به او اجازه داد تا ارتباط عمیقی با دیگران برقرار کند.
recognizing our meeknesses can lead to personal growth.
تشخیص ضعفنماییهای خود میتواند منجر به رشد شخصی شود.
the meeknesses in her personality made her a beloved friend.
ضعفنماییهای موجود در شخصیت او باعث شد که دوست مورد علاقه همه باشد.
his meeknesses were often mistaken for weakness by his peers.
ضعفنماییهای او اغلب توسط همکارانش به عنوان ضعف تلقی میشد.
embracing our meeknesses can foster stronger relationships.
پذیرش ضعفنماییهای خود میتواند روابط قویتری را ایجاد کند.
her meeknesses shone through in her compassionate actions.
ضعفنماییهای او در اقدامات دلسوزانهاش نمایان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید