meeter

[US]/'miːtə/
[UK]/'miːtər/

Translation

n. کشتی که به سمت کشتی دیگری می‌آید
Word Forms
جمعmeeters

Phrases & Collocations

event meeter

گردآورنده رویداد

business meeter

گردآورنده کسب و کار

guest meeter

گردآورنده مهمان

network meeter

گردآورنده شبکه

group meeter

گردآورنده گروه

client meeter

گردآورنده مشتری

venue meeter

گردآورنده محل برگزاری

party meeter

گردآورنده مهمانی

arrival meeter

گردآورنده ورودی

eventful meeter

گردآورنده پر از رویداد

Example Sentences

she is a great meeter of new people.

او یک ملاقات‌کننده عالی با افراد جدید است.

being a meeter helps you expand your network.

ملاقات کردن به شما کمک می‌کند تا شبکه خود را گسترش دهید.

he enjoys being a meeter at social events.

او از ملاقات در رویدادهای اجتماعی لذت می‌برد.

a good meeter knows how to break the ice.

یک ملاقات‌کننده خوب می‌داند چگونه یخ‌ها را بشکند.

she is known as a meeter of diverse cultures.

او به عنوان ملاقات‌کننده فرهنگ‌های متنوع شناخته می‌شود.

being a meeter can lead to new opportunities.

ملاقات کردن می‌تواند منجر به فرصت‌های جدید شود.

he is a natural meeter and loves to connect.

او به طور طبیعی ملاقات‌کننده است و دوست دارد ارتباط برقرار کند.

a meeter often has a wide circle of friends.

یک ملاقات‌کننده اغلب دایره وسیعی از دوستان دارد.

she prides herself on being a meeter of influencers.

او به این افتخار می‌کند که ملاقات‌کننده افراد تاثیرگذار است.

as a meeter, he thrives in dynamic environments.

به عنوان یک ملاقات‌کننده، او در محیط‌های پویا شکوفا می‌شود.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now