| جمع | meeters |
event meeter
گردآورنده رویداد
business meeter
گردآورنده کسب و کار
guest meeter
گردآورنده مهمان
network meeter
گردآورنده شبکه
group meeter
گردآورنده گروه
client meeter
گردآورنده مشتری
venue meeter
گردآورنده محل برگزاری
party meeter
گردآورنده مهمانی
arrival meeter
گردآورنده ورودی
eventful meeter
گردآورنده پر از رویداد
she is a great meeter of new people.
او یک ملاقاتکننده عالی با افراد جدید است.
being a meeter helps you expand your network.
ملاقات کردن به شما کمک میکند تا شبکه خود را گسترش دهید.
he enjoys being a meeter at social events.
او از ملاقات در رویدادهای اجتماعی لذت میبرد.
a good meeter knows how to break the ice.
یک ملاقاتکننده خوب میداند چگونه یخها را بشکند.
she is known as a meeter of diverse cultures.
او به عنوان ملاقاتکننده فرهنگهای متنوع شناخته میشود.
being a meeter can lead to new opportunities.
ملاقات کردن میتواند منجر به فرصتهای جدید شود.
he is a natural meeter and loves to connect.
او به طور طبیعی ملاقاتکننده است و دوست دارد ارتباط برقرار کند.
a meeter often has a wide circle of friends.
یک ملاقاتکننده اغلب دایره وسیعی از دوستان دارد.
she prides herself on being a meeter of influencers.
او به این افتخار میکند که ملاقاتکننده افراد تاثیرگذار است.
as a meeter, he thrives in dynamic environments.
به عنوان یک ملاقاتکننده، او در محیطهای پویا شکوفا میشود.
event meeter
گردآورنده رویداد
business meeter
گردآورنده کسب و کار
guest meeter
گردآورنده مهمان
network meeter
گردآورنده شبکه
group meeter
گردآورنده گروه
client meeter
گردآورنده مشتری
venue meeter
گردآورنده محل برگزاری
party meeter
گردآورنده مهمانی
arrival meeter
گردآورنده ورودی
eventful meeter
گردآورنده پر از رویداد
she is a great meeter of new people.
او یک ملاقاتکننده عالی با افراد جدید است.
being a meeter helps you expand your network.
ملاقات کردن به شما کمک میکند تا شبکه خود را گسترش دهید.
he enjoys being a meeter at social events.
او از ملاقات در رویدادهای اجتماعی لذت میبرد.
a good meeter knows how to break the ice.
یک ملاقاتکننده خوب میداند چگونه یخها را بشکند.
she is known as a meeter of diverse cultures.
او به عنوان ملاقاتکننده فرهنگهای متنوع شناخته میشود.
being a meeter can lead to new opportunities.
ملاقات کردن میتواند منجر به فرصتهای جدید شود.
he is a natural meeter and loves to connect.
او به طور طبیعی ملاقاتکننده است و دوست دارد ارتباط برقرار کند.
a meeter often has a wide circle of friends.
یک ملاقاتکننده اغلب دایره وسیعی از دوستان دارد.
she prides herself on being a meeter of influencers.
او به این افتخار میکند که ملاقاتکننده افراد تاثیرگذار است.
as a meeter, he thrives in dynamic environments.
به عنوان یک ملاقاتکننده، او در محیطهای پویا شکوفا میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید