megabit

[ایالات متحده]/ˈmɛɡəˌbɪt/
[بریتانیا]/ˈmɛɡəˌbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد داده برابر با یک میلیون بیت
Word Forms
جمعmegabits

عبارات و ترکیب‌ها

megabit rate

نرخ مگابیتی

megabit speed

سرعت مگابیتی

megabit connection

اتصال مگابیتی

megabit transfer

انتقال مگابیتی

megabit bandwidth

پهنای باند مگابیتی

megabit network

شبکه مگابیتی

megabit limit

محدودیت مگابیتی

megabit usage

مصرف مگابیتی

megabit capacity

ظرفیت مگابیتی

megabit test

تست مگابیتی

جملات نمونه

the download speed is measured in megabits per second.

سرعت دانلود بر حسب مگابیت بر ثانیه اندازه‌گیری می‌شود.

my internet connection is 100 megabits per second.

اتصال اینترنت من 100 مگابیت بر ثانیه است.

streaming video requires at least 5 megabits of bandwidth.

برای پخش ویدئو به حداقل 5 مگابیت پهنای باند نیاز است.

he transferred a file that was 10 megabits in size.

او یک فایل 10 مگابیتی را انتقال داد.

they upgraded their plan to 200 megabits for better performance.

آنها طرح خود را به 200 مگابیت برای عملکرد بهتر ارتقا دادند.

the game requires a minimum of 15 megabits for online play.

بازی برای بازی آنلاین به حداقل 15 مگابیت نیاز دارد.

she measured her internet speed and it was 50 megabits.

او سرعت اینترنت خود را اندازه گیری کرد و 50 مگابیت بود.

the network supports up to 1,000 megabits for high-speed access.

شبکه از تا 1000 مگابیت برای دسترسی با سرعت بالا پشتیبانی می‌کند.

data is often transferred in megabits for efficiency.

داده‌ها اغلب برای افزایش کارایی به مگابیت منتقل می‌شوند.

he complained that his speed was only 2 megabits.

او شکایت کرد که سرعت او فقط 2 مگابیت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید