megagram

[ایالات متحده]/[ˈmeɪɡrəˌɡræm]/
[بریتانیا]/[ˈmeɪɡrəˌɡræm]/

ترجمه

n. واحد اندازه‌گیری جرم برابر با یک میلیون گرم؛ جرم بسیار زیاد؛ یک میلیون گرم.

عبارات و ترکیب‌ها

megagram scale

مقیاس مگاگرم

measure megagrams

اندازه‌گیری مگاگرم‌ها

huge megagram

مگاگرم بزرگ

megagram unit

واحد مگاگرم

containing megagram

دارای مگاگرم

megagrams weigh

مگاگرم‌ها وزن می‌کنند

a megagram

یک مگاگرم

megagrams equal

مگاگرم‌ها برابرند

using megagram

استفاده از مگاگرم

megagram amount

مقدار مگاگرم

جملات نمونه

the mine extracted 500 megagrams of iron ore last year.

معدن سال گذشته 500 مگاگرم سنگ آهن استخراج کرد.

we need to transport 200 megagrams of fertilizer to the farm.

ما باید 200 مگاگرم کود را به مزرعه منتقل کنیم.

the shipment contained 1000 megagrams of coal.

بار محموله شامل 1000 مگاگرم زغال سنگ بود.

the factory processes approximately 300 megagrams of plastic daily.

کارخانه به طور روزانه حدود 300 مگاگرم پلاستیک را فرآوری می‌کند.

the annual yield was a substantial 1500 megagrams of wheat.

عملکرد سالانه 1500 مگاگرم گندم بود که مقدار قابل توجهی بود.

the project requires the handling of 750 megagrams of concrete.

این پروژه نیاز به جابجایی 750 مگاگرم بتن دارد.

they disposed of 400 megagrams of industrial waste safely.

آنها به طور ایمن 400 مگاگرم پسماند صنعتی را دفع کردند.

the recycling plant processed 250 megagrams of aluminum.

کارخانه بازیافت 250 مگاگرم آلومینیوم را فرآوری کرد.

the research team analyzed samples weighing 100 megagrams.

گروه تحقیقاتی نمونه‌هایی به وزن 100 مگاگرم را تجزیه و تحلیل کرد.

the construction site used 1200 megagrams of gravel.

این محل ساخت و ساز از 1200 مگاگرم سنگ‌ریزه استفاده کرد.

the company's output reached 600 megagrams of steel this quarter.

تولید شرکت امسال به 600 مگاگرم فولاد رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید