| جمع | megasellers |
bestselling megaseller
فروشنده برتر ماگاسیلر
megaseller status
وضعیت ماگاسیلر
megaseller potential
ظرفیت ماگاسیلر
megaseller list
لیست ماگاسیلر
megaseller author
نویسنده ماگاسیلر
megaseller title
عنوان ماگاسیلر
megaseller deal
معامله ماگاسیلر
megaseller book
کتاب ماگاسیلر
megaseller release
انتشار ماگاسیلر
megaseller trend
روند ماگاسیلر
the new novel became a megaseller within weeks of its release.
رمان جدید در عرض چند هفته به یک میلیونفروش تبدیل شد.
many authors dream of writing a megaseller.
بسیاری از نویسندگان رویای نوشتن یک میلیونفروش را دارند.
the marketing campaign helped turn the book into a megaseller.
کمپین بازاریابی به تبدیل کتاب به یک میلیونفروش کمک کرد.
she was thrilled when her debut became a megaseller.
وقتی اولین اثرش به یک میلیونفروش تبدیل شد، او بسیار هیجانزده بود.
megasellers often dominate the bestseller lists.
میلیونفروشان اغلب لیست پرفروشترینها را تسخیر میکنند.
the author received a large advance for her next megaseller.
نویسنده برای رمان بعدیاش مبلغ زیادی به عنوان پیشپرداخت دریافت کرد.
critics were surprised by the book's megaseller status.
منتقدان از وضعیت میلیونفروش بودن کتاب متعجب بودند.
publishers are always on the lookout for the next megaseller.
ناشران همیشه به دنبال میلیونفروش بعدی هستند.
the story's unique twist made it a megaseller.
پیچش داستانی منحصر به فرد آن را به یک میلیونفروش تبدیل کرد.
she studied market trends to create a potential megaseller.
او روند بازار را برای ایجاد یک میلیونفروش بالقوه مطالعه کرد.
bestselling megaseller
فروشنده برتر ماگاسیلر
megaseller status
وضعیت ماگاسیلر
megaseller potential
ظرفیت ماگاسیلر
megaseller list
لیست ماگاسیلر
megaseller author
نویسنده ماگاسیلر
megaseller title
عنوان ماگاسیلر
megaseller deal
معامله ماگاسیلر
megaseller book
کتاب ماگاسیلر
megaseller release
انتشار ماگاسیلر
megaseller trend
روند ماگاسیلر
the new novel became a megaseller within weeks of its release.
رمان جدید در عرض چند هفته به یک میلیونفروش تبدیل شد.
many authors dream of writing a megaseller.
بسیاری از نویسندگان رویای نوشتن یک میلیونفروش را دارند.
the marketing campaign helped turn the book into a megaseller.
کمپین بازاریابی به تبدیل کتاب به یک میلیونفروش کمک کرد.
she was thrilled when her debut became a megaseller.
وقتی اولین اثرش به یک میلیونفروش تبدیل شد، او بسیار هیجانزده بود.
megasellers often dominate the bestseller lists.
میلیونفروشان اغلب لیست پرفروشترینها را تسخیر میکنند.
the author received a large advance for her next megaseller.
نویسنده برای رمان بعدیاش مبلغ زیادی به عنوان پیشپرداخت دریافت کرد.
critics were surprised by the book's megaseller status.
منتقدان از وضعیت میلیونفروش بودن کتاب متعجب بودند.
publishers are always on the lookout for the next megaseller.
ناشران همیشه به دنبال میلیونفروش بعدی هستند.
the story's unique twist made it a megaseller.
پیچش داستانی منحصر به فرد آن را به یک میلیونفروش تبدیل کرد.
she studied market trends to create a potential megaseller.
او روند بازار را برای ایجاد یک میلیونفروش بالقوه مطالعه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید