melaniferous cells
سلولهای حامل ملانین
melaniferous tissue
بافت حامل ملانین
melaniferous skin
پوست حامل ملانین
melaniferous lesions
ضایعات حامل ملانین
melaniferous areas
مناطق حامل ملانین
melaniferous spots
لکههای حامل ملانین
melaniferous pigment
پیگمنت حامل ملانین
melaniferous growth
رشد حامل ملانین
melaniferous differentiation
تمایز حامل ملانین
melaniferous origin
ریشه حامل ملانین
the melaniferous species of frogs are known for their dark pigmentation.
گونههای تیرهرنگزا (ملانیندار) از قورباغهها به دلیل رنگدانه تیره پوستشان مشهور هستند.
scientists study melaniferous plants to understand their adaptation to sunlight.
دانشمندان گیاهان تیرهرنگزا (ملانیندار) را مطالعه میکنند تا سازگاری آنها با نور خورشید را درک کنند.
melaniferous animals often have unique survival strategies in their habitats.
حیوانات تیرهرنگزا (ملانیندار) اغلب استراتژیهای بقای منحصر به فردی در زیستگاه خود دارند.
the melaniferous variety of the butterfly is more resistant to predators.
گونه تیرهرنگزا (ملانیندار) پروانهها بیشتر در برابر شکارچیان مقاوم است.
researchers are investigating the genetics of melaniferous traits in mammals.
محققان در حال بررسی ژنتیک ویژگیهای تیرهرنگزا (ملانیندار) در پستانداران هستند.
melaniferous fish can be found in deep ocean environments.
ماهیهای تیرهرنگزا (ملانیندار) را میتوان در محیطهای اقیانوسی عمیق یافت.
the exhibit features melaniferous reptiles from tropical regions.
نمایشگاه شامل خزندگان تیرهرنگزا (ملانیندار) از مناطق گرمسیری است.
many melaniferous species have evolved to thrive in low-light conditions.
بسیاری از گونههای تیرهرنگزا (ملانیندار) برای رشد در شرایط کم نور تکامل یافتهاند.
melaniferous characteristics can influence an animal's mating success.
ویژگیهای تیرهرنگزا (ملانیندار) میتوانند بر موفقیت تولید مثل یک حیوان تأثیر بگذارند.
the study focused on the ecological role of melaniferous insects.
مطالعه بر نقش اکولوژیکی حشرات تیرهرنگزا (ملانیندار) متمرکز بود.
melaniferous cells
سلولهای حامل ملانین
melaniferous tissue
بافت حامل ملانین
melaniferous skin
پوست حامل ملانین
melaniferous lesions
ضایعات حامل ملانین
melaniferous areas
مناطق حامل ملانین
melaniferous spots
لکههای حامل ملانین
melaniferous pigment
پیگمنت حامل ملانین
melaniferous growth
رشد حامل ملانین
melaniferous differentiation
تمایز حامل ملانین
melaniferous origin
ریشه حامل ملانین
the melaniferous species of frogs are known for their dark pigmentation.
گونههای تیرهرنگزا (ملانیندار) از قورباغهها به دلیل رنگدانه تیره پوستشان مشهور هستند.
scientists study melaniferous plants to understand their adaptation to sunlight.
دانشمندان گیاهان تیرهرنگزا (ملانیندار) را مطالعه میکنند تا سازگاری آنها با نور خورشید را درک کنند.
melaniferous animals often have unique survival strategies in their habitats.
حیوانات تیرهرنگزا (ملانیندار) اغلب استراتژیهای بقای منحصر به فردی در زیستگاه خود دارند.
the melaniferous variety of the butterfly is more resistant to predators.
گونه تیرهرنگزا (ملانیندار) پروانهها بیشتر در برابر شکارچیان مقاوم است.
researchers are investigating the genetics of melaniferous traits in mammals.
محققان در حال بررسی ژنتیک ویژگیهای تیرهرنگزا (ملانیندار) در پستانداران هستند.
melaniferous fish can be found in deep ocean environments.
ماهیهای تیرهرنگزا (ملانیندار) را میتوان در محیطهای اقیانوسی عمیق یافت.
the exhibit features melaniferous reptiles from tropical regions.
نمایشگاه شامل خزندگان تیرهرنگزا (ملانیندار) از مناطق گرمسیری است.
many melaniferous species have evolved to thrive in low-light conditions.
بسیاری از گونههای تیرهرنگزا (ملانیندار) برای رشد در شرایط کم نور تکامل یافتهاند.
melaniferous characteristics can influence an animal's mating success.
ویژگیهای تیرهرنگزا (ملانیندار) میتوانند بر موفقیت تولید مثل یک حیوان تأثیر بگذارند.
the study focused on the ecological role of melaniferous insects.
مطالعه بر نقش اکولوژیکی حشرات تیرهرنگزا (ملانیندار) متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید