melded

[ایالات متحده]/mɛldɪd/
[بریتانیا]/mɛldɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ترکیب کردن یا مخلوط کردن
vt. باعث ترکیب یا مخلوط شدن
n. عمل ترکیب یا ادغام

عبارات و ترکیب‌ها

melded together

آمیخته شدن با هم

melded seamlessly

به طور یکپارچه آمیخته شدن

melded beautifully

به زیبایی آمیخته شدن

melded perfectly

به طور کامل آمیخته شدن

melded styles

آمیختن سبک‌ها

melded cultures

آمیختن فرهنگ‌ها

melded ideas

آمیختن ایده‌ها

melded voices

آمیختن صداها

melded flavors

آمیختن طعم‌ها

melded emotions

آمیختن احساسات

جملات نمونه

the artist melded different styles to create a unique masterpiece.

هنرمند سبک‌های مختلف را با هم ترکیب کرد تا یک شاهکار منحصر به فرد خلق کند.

her personality melded perfectly with the team dynamic.

شخصیت او به طور کامل با پویایی گروه همخوی شد.

the flavors melded together to create a delicious dish.

طعم‌ها با هم ترکیب شدند تا یک غذای خوشمزه ایجاد کنند.

the two cultures melded over centuries of interaction.

این دو فرهنگ در طول قرن‌ها تعامل با یکدیگر ترکیب شدند.

as the music played, their voices melded in harmony.

همانطور که موسیقی پخش می‌شد، صدای آنها در هماهنگی با هم ترکیب می‌شد.

the technology melded seamlessly with traditional methods.

فناوری به طور یکپارچه با روش‌های سنتی ترکیب شد.

her ideas melded with his to form a solid plan.

ایده‌های او با ایده‌های او ترکیب شد تا یک طرح قوی شکل بگیرد.

the colors melded beautifully, creating a stunning visual.

رنگ‌ها به زیبایی با هم ترکیب شدند و جلوه‌ای خیره‌کننده ایجاد کردند.

over time, their lives melded into one shared journey.

با گذشت زمان، زندگی آنها به یک سفر مشترک تبدیل شد.

the two companies melded to enhance their market presence.

این دو شرکت برای افزایش حضور در بازار با هم ترکیب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید