melded together
آمیخته شدن با هم
melded seamlessly
به طور یکپارچه آمیخته شدن
melded beautifully
به زیبایی آمیخته شدن
melded perfectly
به طور کامل آمیخته شدن
melded styles
آمیختن سبکها
melded cultures
آمیختن فرهنگها
melded ideas
آمیختن ایدهها
melded voices
آمیختن صداها
melded flavors
آمیختن طعمها
melded emotions
آمیختن احساسات
the artist melded different styles to create a unique masterpiece.
هنرمند سبکهای مختلف را با هم ترکیب کرد تا یک شاهکار منحصر به فرد خلق کند.
her personality melded perfectly with the team dynamic.
شخصیت او به طور کامل با پویایی گروه همخوی شد.
the flavors melded together to create a delicious dish.
طعمها با هم ترکیب شدند تا یک غذای خوشمزه ایجاد کنند.
the two cultures melded over centuries of interaction.
این دو فرهنگ در طول قرنها تعامل با یکدیگر ترکیب شدند.
as the music played, their voices melded in harmony.
همانطور که موسیقی پخش میشد، صدای آنها در هماهنگی با هم ترکیب میشد.
the technology melded seamlessly with traditional methods.
فناوری به طور یکپارچه با روشهای سنتی ترکیب شد.
her ideas melded with his to form a solid plan.
ایدههای او با ایدههای او ترکیب شد تا یک طرح قوی شکل بگیرد.
the colors melded beautifully, creating a stunning visual.
رنگها به زیبایی با هم ترکیب شدند و جلوهای خیرهکننده ایجاد کردند.
over time, their lives melded into one shared journey.
با گذشت زمان، زندگی آنها به یک سفر مشترک تبدیل شد.
the two companies melded to enhance their market presence.
این دو شرکت برای افزایش حضور در بازار با هم ترکیب شدند.
melded together
آمیخته شدن با هم
melded seamlessly
به طور یکپارچه آمیخته شدن
melded beautifully
به زیبایی آمیخته شدن
melded perfectly
به طور کامل آمیخته شدن
melded styles
آمیختن سبکها
melded cultures
آمیختن فرهنگها
melded ideas
آمیختن ایدهها
melded voices
آمیختن صداها
melded flavors
آمیختن طعمها
melded emotions
آمیختن احساسات
the artist melded different styles to create a unique masterpiece.
هنرمند سبکهای مختلف را با هم ترکیب کرد تا یک شاهکار منحصر به فرد خلق کند.
her personality melded perfectly with the team dynamic.
شخصیت او به طور کامل با پویایی گروه همخوی شد.
the flavors melded together to create a delicious dish.
طعمها با هم ترکیب شدند تا یک غذای خوشمزه ایجاد کنند.
the two cultures melded over centuries of interaction.
این دو فرهنگ در طول قرنها تعامل با یکدیگر ترکیب شدند.
as the music played, their voices melded in harmony.
همانطور که موسیقی پخش میشد، صدای آنها در هماهنگی با هم ترکیب میشد.
the technology melded seamlessly with traditional methods.
فناوری به طور یکپارچه با روشهای سنتی ترکیب شد.
her ideas melded with his to form a solid plan.
ایدههای او با ایدههای او ترکیب شد تا یک طرح قوی شکل بگیرد.
the colors melded beautifully, creating a stunning visual.
رنگها به زیبایی با هم ترکیب شدند و جلوهای خیرهکننده ایجاد کردند.
over time, their lives melded into one shared journey.
با گذشت زمان، زندگی آنها به یک سفر مشترک تبدیل شد.
the two companies melded to enhance their market presence.
این دو شرکت برای افزایش حضور در بازار با هم ترکیب شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید