melliferous

[ایالات متحده]/mɛlˈɪfərəs/
[بریتانیا]/mɛlˈɪfərəs/

ترجمه

adj. تولیدکننده یا حاصل‌خیز عسل؛ شیرین

عبارات و ترکیب‌ها

melliferous flowers

گل‌های شهدزا

melliferous plants

گیاهان شهدزا

melliferous honey

عسل شهدزا

melliferous bees

زنبورهای شهدزا

melliferous regions

مناطق شهدزا

melliferous nectar

شهد شهدزا

melliferous substances

مواد شهدزا

melliferous ecosystems

زیستگاه‌های شهدزا

melliferous crops

محصولات شهدزا

melliferous sources

منابع شهدزا

جملات نمونه

the melliferous flowers attract many bees.

گل‌های عسلی بسیاری از زنبورها را جذب می کنند.

we planted melliferous plants in our garden.

ما گیاهان عسلی را در باغ خود کاشتیم.

melliferous herbs are essential for honey production.

گیاهان دارویی عسلی برای تولید عسل ضروری هستند.

the melliferous landscape is beautiful in spring.

منظره عسلی در بهار زیبا است.

melliferous crops can improve local biodiversity.

محصولات عسلی می توانند به بهبود تنوع زیستی محلی کمک کنند.

farmers often choose melliferous varieties for their fields.

کشاورزان اغلب برای مزارع خود ارقام عسلی را انتخاب می کنند.

the melliferous nectar is rich in nutrients.

عسل عسلی سرشار از مواد مغذی است.

beekeepers appreciate melliferous regions for honey production.

زنبورداران مناطق عسلی را برای تولید عسل ارزیابی می کنند.

in summer, melliferous plants bloom abundantly.

در تابستان، گیاهان عسلی به وفور شکوفا می شوند.

she loves to photograph melliferous insects in nature.

او عاشق عکاسی از حشرات عسلی در طبیعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید