melodramatically

[ایالات متحده]/ˌmelədrəˈmætɪkli/
[بریتانیا]/ˌmelədrəˈmætɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روش اغراق‌آمیز؛ با احساسات اغراق‌آمیز یا اثر نمایشی.

عبارات و ترکیب‌ها

melodramatically declared

به طور نمایشی اعلام کرد

melodramatically announced

به طور نمایشی اعلام کرد

melodramatically exclaimed

به طور نمایشی فریاد زد

melodramatically gestured

به طور نمایشی اشاره کرد

melodramatically wept

به طور نمایشی گریه کرد

melodramatically protested

به طور نمایشی اعتراض کرد

جملات نمونه

she melodramatically declared that she would never forgive him.

او به طور نمایشی اعلام کرد که هرگز او را نخواهد بخشید.

he fell to the floor melodramatically, clutching his chest.

او به طور نمایشی روی زمین افتاد و به سینه‌اش چنگ زد.

the actress gestured melodramatically toward the heavens.

بازیگر به طور نمایشی به سمت آسمان اشاره کرد.

she announced melodramatically that her heart was broken.

او به طور نمایشی اعلام کرد که قلبش شکسته است.

the villain laughed melodramatically before making his escape.

قهرمان منفی قبل از فرار به طور نمایشی خندید.

he swept melodramatically across the stage.

او به طور نمایشی از روی صحنه عبور کرد.

she clutched her pearls melodramatically at the shocking news.

او در واکنش به این خبر تکان‌دهنده، به طور نمایشی مرواریدهایش را در دست گرفت.

the character collapsed melodramatically onto the couch.

شخصیت به طور نمایشی روی مبل افتاد.

he announced melodramatically that he was ruined forever.

او به طور نمایشی اعلام کرد که برای همیشه نابود شده است.

she waved melodramatically as the ship departed.

او با نمایشی دست تکان داد، در حالی که کشتی عزیمت می‌کرد.

the news anchor reported melodramatically on the developing story.

خبرنگار به طور نمایشی در مورد این خبر در حال توسعه گزارش داد.

he gasped melodramatically when he heard the surprising news.

او با شنیدن این خبر غافلگیرکننده، به طور نمایشی نفسم کشید.

the director instructed the actor to speak more melodramatically.

کارگردان به بازیگر دستور داد که بیشتر به طور نمایشی صحبت کند.

she sighed melodramatically and rolled her eyes at his excuse.

او با نمایشی آهی کشید و با دیدن بهانه‌اش چشمانش را چرخاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید