exaggeratedly

[ایالات متحده]/ɪɡˈzædʒ.ə.reɪ.tɪd.li/
[بریتانیا]/ɪɡˈzædʒ.ə.reɪ.t̬ɪd.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که بسیار بیشتر از حد ضروری است

عبارات و ترکیب‌ها

exaggeratedly happy

بسیار خوشحال

exaggeratedly sad

بسیار ناراحت

exaggeratedly loud

بسیار بلند

exaggeratedly small

بسیار کوچک

exaggeratedly big

بسیار بزرگ

exaggeratedly bright

بسیار روشن

exaggeratedly funny

بسیار خنده‌دار

exaggeratedly serious

بسیار جدی

exaggeratedly simple

بسیار ساده

exaggeratedly complicated

بسیار پیچیده

جملات نمونه

he exaggeratedly claimed to have run a marathon.

او به طور اغراق‌آمیزی ادعا کرد که یک ماراتن دویده است.

she told the story in an exaggeratedly dramatic way.

او داستان را به روشی اغراق‌آمیز و دراماتیک تعریف کرد.

they exaggeratedly described the event as a disaster.

آنها به طور اغراق‌آمیزی رویداد را به عنوان یک فاجعه توصیف کردند.

the movie's effects were exaggeratedly over the top.

اثرات فیلم به طور اغراق‌آمیزی بیش از حد بودند.

his exaggeratedly loud voice drew everyone's attention.

صدای بلند او به طور اغراق‌آمیزی توجه همه را جلب کرد.

she exaggeratedly praised his cooking skills.

او به طور اغراق‌آمیزی از مهارت‌های آشپزی او تعریف کرد.

he told his friends exaggeratedly about his vacation.

او به طور اغراق‌آمیزی به دوستانش در مورد تعطیلاتش گفت.

they exaggeratedly reacted to the small problem.

آنها به طور اغراق‌آمیزی به مشکل کوچک واکنش نشان دادند.

she laughed exaggeratedly at the joke.

او به طور اغراق‌آمیزی به شوخی خندید.

his exaggeratedly confident demeanor was amusing.

رفتار اغراق‌آمیز و با اعتماد به نفس او خنده‌دار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید