memorisation

[ایالات متحده]/ˌmɛmərɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmɛmərɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند سپردن چیزی به حافظه

عبارات و ترکیب‌ها

quick memorisation

حافظه‌سازی سریع

effective memorisation

حافظه‌سازی مؤثر

visual memorisation

حافظه‌سازی بصری

rote memorisation

حافظه‌سازی از طریق تکرار

active memorisation

حافظه‌سازی فعال

memory memorisation

حافظه‌سازی حافظه

efficient memorisation

حافظه‌سازی کارآمد

flashcard memorisation

حافظه‌سازی با فلش‌کارت

group memorisation

حافظه‌سازی گروهی

spaced memorisation

حافظه‌سازی با فاصله زمانی

جملات نمونه

memorisation techniques can improve your study habits.

تکنیک‌های به خاطر سپردن می‌توانند به بهبود عادات مطالعه شما کمک کنند.

effective memorisation is essential for language learning.

به خاطر سپردن مؤثر برای یادگیری زبان ضروری است.

he uses flashcards for better memorisation of vocabulary.

او از فلش کارت‌ها برای به خاطر سپردن بهتر واژگان استفاده می‌کند.

memorisation plays a key role in mastering musical pieces.

به خاطر سپردن نقش کلیدی در تسلط بر قطعات موسیقی دارد.

students often struggle with memorisation during exams.

دانشجویان اغلب در هنگام امتحان با به خاطر سپردن مشکل دارند.

repetition is a common method for memorisation.

تکرار یک روش رایج برای به خاطر سپردن است.

group study can enhance memorisation through discussion.

مطالعه گروهی می‌تواند از طریق بحث به تقویت به خاطر سپردن کمک کند.

visual aids can facilitate memorisation of complex concepts.

وسایل کمک آموزشی می‌توانند به تسهیل به خاطر سپردن مفاهیم پیچیده کمک کنند.

he achieved success through diligent memorisation practices.

او از طریق تمرین‌های دقیق به خاطر سپردن به موفقیت دست یافت.

memorisation strategies vary from person to person.

استراتژی‌های به خاطر سپردن از شخص به شخص متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید