menage

[ایالات متحده]/məˈnɑːʒ/
[بریتانیا]/məˈnɑːʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدیریت خانوار یا امور داخلی؛ (فرانسوی) امور خانوار یا داخلی
Word Forms
جمعmenages

عبارات و ترکیب‌ها

menage a trois

منطقه سه گانه

menage management

مدیریت منج

menage life

زندگی منج

menage situation

وضعیت منج

menage duties

وظایف منج

menage chores

کارهای منج

menage arrangement

چیدمان منج

menage expenses

هزینه های منج

menage support

حمایت منج

menage dynamics

پویایی منج

جملات نمونه

they decided to have a menage for the weekend.

آنها تصمیم گرفتند برای آخر هفته یک مهمانی ترتیب دهند.

a menage can help strengthen family bonds.

یک مهمانی می‌تواند به تقویت پیوندهای خانوادگی کمک کند.

she enjoys planning a menage with her friends.

او از برنامه‌ریزی یک مهمانی با دوستانش لذت می‌برد.

we had a lovely menage at the beach last summer.

ما تابستان گذشته یک مهمانی زیبا در ساحل داشتیم.

a menage is a great way to celebrate special occasions.

یک مهمانی راهی عالی برای جشن گرفتن مناسبت‌های خاص است.

they organized a menage to reconnect with old friends.

آنها یک مهمانی ترتیب دادند تا دوباره با دوستان قدیمی ارتباط برقرار کنند.

the menage included games and delicious food.

مهمانی شامل بازی‌ها و غذای خوشمزه بود.

everyone contributed to the menage, bringing their favorite dishes.

همه در مهمانی مشارکت کردند و هر کدام غذای مورد علاقه خود را آوردند.

during the menage, they shared stories and laughter.

در طول مهمانی، آنها داستان‌ها و خنده‌ها را با هم به اشتراک گذاشتند.

planning a menage requires good organization skills.

برنامه‌ریزی برای یک مهمانی به مهارت‌های سازمانی خوب نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید