menominees

[ایالات متحده]/ˌmɛnəˈmiːnz/
[بریتانیا]/ˌmɛnəˈmiːnz/

ترجمه

n. یک قبیله بومی آمریکایی از ویسکانسین.

عبارات و ترکیب‌ها

menominees tribe

قبیله منومینس

menominees language

زبان منومینس

menominees culture

فرهنگ منومینس

menominees history

تاریخچه منومینس

menominees reservation

حوزه استحفاظی منومینس

menominees people

مردم منومینس

menominees traditions

رسوم و سنت‌های منومینس

menominees crafts

هنر و صنایع دستی منومینس

menominees art

هنر منومینس

menominees festival

جشنواره منومینس

جملات نمونه

the menominees have a rich cultural heritage.

مَنومینی‌ها دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

many menominees are involved in environmental conservation.

بسیاری از مَنومینی‌ها در حفظ محیط زیست مشارکت دارند.

the menominees celebrate their traditions every year.

مَنومینی‌ها هر سال سنت‌های خود را جشن می‌گیرند.

menominees have a strong connection to their land.

مَنومینی‌ها ارتباط قوی با سرزمین خود دارند.

the menominees are known for their craftsmanship.

مَنومینی‌ها به خاطر مهارت‌های خود شناخته می‌شوند.

menominees participate in tribal governance.

مَنومینی‌ها در حکومت قبیله‌ای شرکت می‌کنند.

many menominees speak their native language.

بسیاری از مَنومینی‌ها به زبان مادری خود صحبت می‌کنند.

the menominees host cultural events throughout the year.

مَنومینی‌ها در طول سال رویدادهای فرهنگی برگزار می‌کنند.

menominees are committed to preserving their history.

مَنومینی‌ها متعهد به حفظ تاریخ خود هستند.

there are many stories told by menominees.

داستان‌های زیادی وجود دارد که توسط مَنومینی‌ها تعریف می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید