mensess

[ایالات متحده]/ˈmɛn.zɛs/
[بریتانیا]/ˈmɛn.zɛs/

ترجمه

n. فرآیند فیزیولوژیکی قاعدگی؛ دوره قاعدگی

عبارات و ترکیب‌ها

mensess of time

اوقات

mensess of style

سبک‌ها

mensess of purpose

اهداف

mensess of life

جنبه‌های زندگی

mensess of change

جنبه‌های تغییر

mensess of love

جنبه‌های عشق

mensess of art

جنبه‌های هنر

mensess of happiness

جنبه‌های خوشبختی

mensess of friendship

جنبه‌های دوستی

mensess of knowledge

جنبه‌های دانش

جملات نمونه

mensess is often associated with great achievements.

مهارت اغلب با دستاوردهای بزرگ مرتبط است.

she has a mensess for understanding complex problems.

او مهارت در درک مشکلات پیچیده دارد.

mensess in leadership can inspire others.

مهارت در رهبری می‌تواند دیگران را الهام بخش کند.

his mensess in negotiation helped close the deal.

مهارت او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.

mensess is essential for problem-solving teams.

مهارت برای تیم‌های حل مسئله ضروری است.

she showed mensess in her artistic endeavors.

او مهارت خود را در فعالیت‌های هنری‌اش نشان داد.

mensess can be developed through experience.

مهارت را می‌توان از طریق تجربه توسعه داد.

his mensess in technology made him a valuable asset.

مهارت او در فناوری او را به یک دارایی ارزشمند تبدیل کرد.

mensess in communication is key to success.

مهارت در ارتباطات کلید موفقیت است.

she has a natural mensess for teaching.

او به طور طبیعی مهارت آموزش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید