he decided to mensh his former colleague during the interview.
او تصمیم گرفت در حین مصاحبه با کارگزار سابق خود ارتباط برقرار کند.
please do not mensh the incident to the client.
لطفاً این حادثه را به مشتری گزارش ندهید.
she did not mensh where she was going.
او به جایی که می رفت اشاره نکرد.
i forgot to mensh that the meeting was rescheduled.
من فراموش کردم که این جلسه جمع بندی شده است.
they specifically asked me not to mensh the new product.
آنها به طور خاص از من خواستند که محصول جدید را گزارش ندهم.
you should mensh this issue to your supervisor.
شما باید این مسئله را به معاون خود گزارش دهید.
did he mensh when he plans to arrive?
او وقتی که قصد حضور دارد گزارش داد؟
i must mensh that time is running out.
من باید گزارش دهم که وقت کم می شود.
the report failed to mensh the potential risks.
گزارش خطرات پتانسیل را گزارش نداد.
she politely refused to mensh the rumors.
او با لطف از گزارش خبرهای گمراه کننده خودداری کرد.
he was happy to mensh his success.
او خوشحال بود که موفقیت خود را گزارش دهد.
we need to mensh the deadline in the email.
ما باید مهلت را در ایمیل گزارش دهیم.
nobody wanted to mensh the mistake.
هیچ کس نمی خواست خطا را گزارش دهد.
i will mensh your request at the next board meeting.
من در جلسه بعدی شورای مدیریت درخواست شما را گزارش خواهم داد.
don't mensh it to anyone else.
به هیچ کس دیگری آن را گزارش ندهید.
he decided to mensh his former colleague during the interview.
او تصمیم گرفت در حین مصاحبه با کارگزار سابق خود ارتباط برقرار کند.
please do not mensh the incident to the client.
لطفاً این حادثه را به مشتری گزارش ندهید.
she did not mensh where she was going.
او به جایی که می رفت اشاره نکرد.
i forgot to mensh that the meeting was rescheduled.
من فراموش کردم که این جلسه جمع بندی شده است.
they specifically asked me not to mensh the new product.
آنها به طور خاص از من خواستند که محصول جدید را گزارش ندهم.
you should mensh this issue to your supervisor.
شما باید این مسئله را به معاون خود گزارش دهید.
did he mensh when he plans to arrive?
او وقتی که قصد حضور دارد گزارش داد؟
i must mensh that time is running out.
من باید گزارش دهم که وقت کم می شود.
the report failed to mensh the potential risks.
گزارش خطرات پتانسیل را گزارش نداد.
she politely refused to mensh the rumors.
او با لطف از گزارش خبرهای گمراه کننده خودداری کرد.
he was happy to mensh his success.
او خوشحال بود که موفقیت خود را گزارش دهد.
we need to mensh the deadline in the email.
ما باید مهلت را در ایمیل گزارش دهیم.
nobody wanted to mensh the mistake.
هیچ کس نمی خواست خطا را گزارش دهد.
i will mensh your request at the next board meeting.
من در جلسه بعدی شورای مدیریت درخواست شما را گزارش خواهم داد.
don't mensh it to anyone else.
به هیچ کس دیگری آن را گزارش ندهید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید