merestones

[ایالات متحده]/ˈmɛrɪstəʊnz/
[بریتانیا]/ˈmɛrɪstoʊnz/

ترجمه

n. سنگ مرزی یا نشانگر

عبارات و ترکیب‌ها

merestones marker

نقطه عطف

merestones path

مسیر

merestones guide

راهنما

merestones project

پروژه

merestones indicator

نشانگر

merestones plan

برنامه

merestones goals

اهداف

merestones timeline

جدول زمانی

merestones analysis

تجزیه و تحلیل

merestones review

بررسی

جملات نمونه

we reached several merestones in our project this month.

ما چندین نقطه عطف مهم را در پروژه خود این ماه به دست آوردیم.

setting clear merestones is crucial for project success.

تعیین نقاط عطف روشن برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

each merestone we achieve brings us closer to our goal.

هر نقطه عطفی که به دست می‌آوریم، ما را به هدفمان نزدیک‌تر می‌کند.

we celebrated reaching a significant merestone in our development.

ما جشن رسیدن به یک نقطه عطف مهم در توسعه خود گرفتیم.

tracking our merestones helps us stay on schedule.

پیگیری نقاط عطف ما به ما کمک می‌کند تا در برنامه خود بمانیم.

her promotion was a major merestone in her career.

ارتقای او یک نقطه عطف بزرگ در حرفه او بود.

we need to review our merestones to ensure progress.

ما باید نقاط عطف خود را بررسی کنیم تا مطمئن شویم که پیشرفت حاصل شده است.

each merestone marks a significant achievement for the team.

هر نقطه عطف نشان دهنده یک دستاورد مهم برای تیم است.

establishing merestones makes it easier to measure success.

ایجاد نقاط عطف، ارزیابی موفقیت را آسان‌تر می‌کند.

we will set new merestones for the upcoming quarter.

ما نقاط عطف جدیدی را برای سه‌ماهه آینده تعیین خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید