merrinesses

[ایالات متحده]/ˈmɛrɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmɛrɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت شاد بودن؛ خوشحالی

عبارات و ترکیب‌ها

pure merrinesses

خوشی‌های خالص

joyful merrinesses

خوشی‌های شاد

festive merrinesses

خوشی‌های جشن

shared merrinesses

خوشی‌های به اشتراک گذاشته شده

endless merrinesses

خوشی‌های بی پایان

simple merrinesses

خوشی‌های ساده

childlike merrinesses

خوشی‌های کودکانه

unforgettable merrinesses

خوشی‌های فراموش نشدنی

unexpected merrinesses

خوشی‌های غیرمنتظره

seasonal merrinesses

خوشی‌های فصلی

جملات نمونه

the merrinesses of the holiday season bring everyone together.

سرورهای تعطیلات، همه را کنار هم می آورد.

children often spread merrinesses wherever they go.

کودکان اغلب شادی را در هر کجا که می روند، گسترش می دهند.

the party was filled with laughter and merrinesses.

مهمانی پر از خنده و شادی بود.

her smile added to the merrinesses of the gathering.

لبخند او به شادی گردهمایی افزود.

they sang songs that celebrated the merrinesses of life.

آنها آهنگ هایی را می خواندند که شادی های زندگی را جشن می گرفتند.

festivals are known for their merrinesses and vibrant cultures.

جشنواره ها به خاطر شادی و فرهنگ های پر جنب و جوش خود شناخته می شوند.

the merrinesses of the children echoed in the park.

شادی کودکان در پارک طنین انداز شد.

during the feast, the merrinesses were palpable in the air.

در طول جشن، شادی در هوا مشهود بود.

she brought her merrinesses to the otherwise dull meeting.

او شادی خود را به جلسه ای که در غیر این صورت کسل کننده بود، آورد.

the merrinesses of the season inspire joy in everyone.

شادی های این فصل، شادی را در همه الهام می بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید