mesomorphy

[ایالات متحده]/ˈmɛzəʊˌmɔːfi/
[بریتانیا]/ˈmɛzoʊˌmɔrfi/

ترجمه

n. نوع بدن که با ساختار عضلانی مشخص می‌شود؛ فیزیک با عضلات خوب تعریف شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high mesomorphy

میزان بالای مزومورفی

mesomorphy assessment

ارزیابی مزومورفی

mesomorphy traits

ویژگی‌های مزومورفی

mesomorphy classification

طبقه بندی مزومورفی

body mesomorphy

مزومورفی بدن

mesomorphy index

شاخص مزومورفی

mesomorphy evaluation

ارزیابی مزومورفی

mesomorphy characteristics

مشخصات مزومورفی

mesomorphy measurement

اندازه گیری مزومورفی

mesomorphy analysis

تجزیه و تحلیل مزومورفی

جملات نمونه

his mesomorphy gives him an advantage in sports.

مزومورفی او به او برتری در ورزش می‌دهد.

people with mesomorphy often find it easier to gain muscle.

افرادی که مزومورف هستند اغلب به راحتی عضله می‌گیرند.

she has a natural mesomorphy that makes her look athletic.

او یک مزومورفی طبیعی دارد که باعث می‌شود ورزشی به نظر برسد.

understanding mesomorphy can help in fitness training.

درک مزومورفی می‌تواند در تمرینات تناسب اندام کمک کند.

his diet is tailored to suit his mesomorphy.

رژیم غذایی او متناسب با مزومورفی او تنظیم شده است.

mesomorphy is often associated with a strong physique.

مزومورفی اغلب با اندام قوی مرتبط است.

she excels in activities due to her mesomorphy.

او به دلیل مزومورفی خود در فعالیت‌ها برتری دارد.

fitness programs can vary based on mesomorphy.

برنامه‌های تناسب اندام ممکن است بر اساس مزومورفی متفاوت باشند.

he focuses on strength training because of his mesomorphy.

او به دلیل مزومورفی خود بر روی تمرینات قدرتی تمرکز می‌کند.

many athletes are classified as having mesomorphy.

بسیاری از ورزشکاران به عنوان دارای مزومورفی طبقه بندی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید