somatotype

[ایالات متحده]/ˈsəʊmətəʊtaɪp/
[بریتانیا]/ˈsoʊməˌtaɪp/

ترجمه

n. نوع بدن یا فیزیک؛ طبقه‌بندی انواع بدن
v. طبقه‌بندی بر اساس نوع بدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

body somatotype

بدن تیپ بدنی

somatotype classification

طبقه بندی تیپ بدنی

somatotype assessment

ارزیابی تیپ بدنی

somatotype analysis

تجزیه و تحلیل تیپ بدنی

somatotype measurement

اندازه گیری تیپ بدنی

somatotype types

انواع تیپ بدنی

somatotype traits

ویژگی های تیپ بدنی

somatotype variations

تغییرات تیپ بدنی

somatotype research

تحقیقات تیپ بدنی

somatotype profile

پروفایل تیپ بدنی

جملات نمونه

understanding somatotype can help tailor fitness programs.

درک تیپ بدنی می‌تواند به طراحی برنامه‌های تناسب اندام کمک کند.

each somatotype has its own unique characteristics.

هر تیپ بدنی ویژگی‌های خاص خود را دارد.

bodybuilders often focus on their somatotype for optimal results.

بدنسازان اغلب برای دستیابی به نتایج مطلوب بر روی تیپ بدنی خود تمرکز می‌کنند.

identifying your somatotype can aid in nutrition planning.

تشخیص تیپ بدنی شما می‌تواند به برنامه‌ریزی تغذیه کمک کند.

she researched somatotype classifications for her thesis.

او طبقه‌بندی‌های تیپ بدنی را برای پایان‌نامه خود بررسی کرد.

somatotype assessments can vary between individuals.

ارزیابی تیپ بدنی می‌تواند بین افراد متفاوت باشد.

he learned about somatotype during his kinesiology course.

او در طول دوره kinesiology خود در مورد تیپ بدنی یاد گرفت.

different sports may favor different somatotypes.

ورزش‌های مختلف ممکن است تیپ بدنی‌های مختلف را ترجیح دهند.

her somatotype influences her training regimen.

تیپ بدنی او بر برنامه تمرینی او تأثیر می‌گذارد.

somatotype analysis can benefit personal trainers.

تجزیه و تحلیل تیپ بدنی می‌تواند به مربیان شخصی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید